اتفاق و اسرار محصورين در گير و دار كارى از پيش نمىرفت ، نواب اعتضاد الدوله بنابر محافظت نفوس جانسپاران شيران بيشهء نبرد را از يورش ممنوع فرموده ، از ضيق محاصره كار را بر اهل قلعه تنگ ، دليران شيرچنگ و بهادران مجرهكمان شهابخدنگ را امر نمودند كه در سى و شش مكان نزديك بحصار قلعه سنگرهاى متين استوار و اساس نهاده ، هر سنگرى را بدستهاى از سران شيران خونآشام و هرمورجائى را بفرقهاى از مبارزان بهرام انتقام سپردند و سفاين فلكنمون را و حكام سواحل و ضابطان بنادر به حكم حضرت گيتىپناه به جهت خدمتگزارى نواب ظهير الدوله از بحر اعظم بشط العرب آورده ، در اين وقت بفرمان ايستاده بودند ، محاذات يك ركن قلعه كه متصل بشط بود قرار داده ، لنگرافكن توقف گشتند .
مختصر سخن : راه بحر و بر را چنان بر بصريان تنگ كردند كه پيك انديشه از هيچ طرف عبور و جاسوس خيال را از هيچ سمت مرور نبود . چون سنگرهاى اطراف قلعه انتظام و استحكام يافته ، بپيلان آهنگسل و شيران سنگيندل سپرده شد اهالى بصره آغاز شبيخون نهادند و هرشب كه شبرو بدر از هرطرف با خيل انجم و اختر روى بسنگر استوار اين نيلى حصار مىنهاد كمين كردگان شبيخون بسنگر آورده و مستحفظين سنگر و هژبران دلاور بمدافعه پرداخته ، در آن نيمهشب آن مهمانان نورسيده را بر سر خوان اجل دعوت فرموده ، از بادهء هستى رباى تفنگ شراب پرخمار مرگ بجام زندگانى و ساغر عمر و جوانى پيموده ، از درد پردرد گلوله مخمورشان مىنمودند و شبى نبود كه جمعى كثير از آن طايفه در پاى خم پرجوش توپ و ميناى هوشرباى تفنگ سرگرم ساغرپرستى و از رطل گران فنا قرين مستى نگردند و در شبى از شبها يكى از هزيمت كردگان قلعه بشرف حضور نواب ظهير الدوله مشرف گرديده ، معروض داشت كه در ركنى از اركان قلعه و حصار كه بكنار شط اتصال دارد راهى هست كه ممر سيل خانهبرانداز و دخول نهنگان لجهء دلاورى
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٩٠