تواند شد . نواب ظهير الدوله سه چهار نفر غلامان معتمدان سركار را بمصحوب عارض مذكور فرمودند ، كه سالك طريق خفا و راه مزبور را مشهود ديدهء بينا نموده ، اگر از شوايب نقص و مناقص خطر مبرا باشد بهادران قلعهگشا و دلاوران ميدان هيجا را از معرض مزبور بيورش مأمور فرمايد ، چون مأمورين سالك مسالك فرمانبردارى گرديده و راه معهود را درنورديده از سنگرى كه در مأمنهاى پائين سنگر واقع و ضبط آن در عهدهء تفنگچيان دينارانى بود گذشته ، بحوالى معبر معروض مذكور رسيدند . دريائى ديدند از فولاد و آهن و بحرى مشاهده نمودند از تيغ و سنان موجزن ، آن قلزم مواج در آن شب داج از قلعه خروج و برسم شبيخون از سنگر آهن عروج نمودند . مأمورين مزبور بعد از مشاهدهء آن حالت مراجعت و بسنگر جماعت دينارانى شتافته ، آنها را در بستر بىاحتياطى خفته يافتند . تا جماعت مزبور از خواب غرور بيدار و از خمار منام هشيار و فتيلهاى افسرده را روشن و بروج سنگر را مسكن ميكردند قلعگيان بخارج سنگر در رسيده ، مشغول تخريب ديوار گرديدند . شيران قوىدل و هژبران آهنگسل با رخسارهاى فروزان و فتيلهاى سوزان آغاز جنگ و بناى تحصيل نام و ننگ و شروع بآتشفشانى جزاير و تفنگ كرده ، از شعلهء جانسوز شرارهاى تابناك و بوارق جهانافروز آتشبازى تفنگچيان چالاك در بسيط خاك و بساط اين تيره مغاك آن شب سهمناك چون روز روشن و ساحت صحرا از خون آن گروه بى پروا رشك هزار گلشن گرديده ، اگر بمحض عنايت واهب بىمنت نظر بغرض شخص مذكور غلامان مزبور به خدمت منظور مأمور نگرديده و كمينكردگان را در آن شب مظلم نديده و مستحفظين سنگر را از خواب غفلت بيدار و از خمار بىباكى هشيار نكرده بودند امرى واقع و حادثهاى سانح ميشد كه چارهء آن دشوار و موجب حدوث مكاره بسيار و ظهور آفت عين الكمال بود . همانا اتفاق چنين امرى به غير از طالع فرخنده مطالع و ميمنت بخت فيروز محمل ديگر نميدارد .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٩١