ذكر ظهور بهار فيض آثار و هنگام خضارت باغ و گلزار و صورت گرفتن جسر و عبور سپاه
نوبت ظهور بهار خرم و موسم طراوت و نظارت عالم گرديده ، طليعهء قهرمان گيتىستان مهر ببرج حمل تحويل يافت . به حكم سپهدار هواى بهار خيمهاى رنگارنگ سپاه رياحين و ازهار در كنار شط جويبار برپا ، بفرمان فرمانده آذار رايات ظفر مدار سرو و چنار در ساحل بحار ذخار و جداول و انهار شقهگشا و بامر و قوهء متولده سرادقات اغصان و اشجار در ساحت گلزار فلكسا شد . سپاه گران سپهسالار ربيع گرداگرد قلعهء محكم بنيان چمن را كه محكمهء طاغيان بهمن بود محيط گشتند و لشكر بىكران قهرمان اردى بهشت در اطراف شهربند گلستان و اكناف حصار بست بستان از جوشش گلهاى صحرائى و هجوم سروهاى مينائى سنگرى متين آرايش نهاده ، بجهة استيصال سپاه فتنهجوى شباط و طايفهء فساد انگيز دى بنياد محاصره بستند . جزايرچيان برودت هوا كه با سفاين موفور يخ از راه بحر جويبار باعانت قلعهنشينان بهمن هجومآور گرديده بودند صاعقهبارى توپهاى آتشفشان برق بهارى در ميان آب آتش افكن اساس آنها گشت و شرارهريز خرمن هستيشان گرديد و عمانيان ثلوج و امطار كه با زورقهاى سست بنياد مانند حباب در ممر آب بمقابلهء سپهسالار اردىبهشت و هوس مدخليت در عرصهء مرغزار و كشت عنان تفتين تهى مغزى و سبكسرى مىگشودند بيك حملهء دلاوران باد شمال و دليران نسيم اعتدال اركان سفاين وجودشان از يكديگر پاشيده ، دامان دشت و صحرا چون ساحت ميدان هيجا از خون شقايق گلگون و فضاى بسيط غبرا از هجوم سيل كوهسارى رشك هزار جيحون گشت .
مجلس عيد سعيد با نهايت فيروزى ترتيب يافته ، بر و دوش اعاظم و سراپاى افاخم از بذل خلاغ خورشيد شعاع مستتر شد . درحالى كه ساحل شط مضرب خيام انجم احتشام بود شيخ عبد الله رئيس جماعت منقح كه دو طايفهاند در عدت و كثرت بر جميع قبايل عرب ممتاز و