كه سفينهء ملايك ملاح مهر در بحر ژرف سپهر بساحل مغرب رسيد درياى پرشور اردوى منصور وارد كنار شط العرب گرديد . از تلاقى و تقارب آن دو بحر ذخار و دو درياى خونخوار بحر آب و درياى آتش در يك محل اجتماع نمودند . شط العرب محتاج بتوصيف نيست ، زيرا كه آن شطيست در اقطار جهان مشهور و دريائيست بىكران و پرشور . چندين رودخانهء ذخار كه هريك قلزميست خونخوار بيكديگر اتصال گرفته ، موسوم بشط العرب و از كنار شهر بصره مرور و بدرياى اعظم شور منتهى گشته و احتمال امكان جيش در چنان بحرى پرتلاطم بجهات مختلفه كه يكى از آنها جزر و مدست از قبول عقول محالانديش برون و از تصور اوهام افزونست و دست قدرت هيچ صاحب شوكتى الى حال بدامن اين امر محال نرسيده و امكان اين ارادهء دور از كار تا به اين روزگار پيرامون خاطر هيچ صاحب تسلطى نگرديده . چون عبور آن درياى آتش پرتاب از چنان بحر آب و مرور آن لجهء پراضطراب از چنين سهمگين گرداب بدون توسط جسر مسلسل از بابت محالات و از جملهء خوارق عادات مىنمود پس ناچار چارهء كار را در بستن جسر ديده ، امر قضا نمون صادر گرديد كه سفاين صغيرهء متعدده و اعمدهء قويهء مشيده و قوايم عظيم مستحكم و اوتاد قنطرهء شديده از حويزه و ساير اعمال دور و نزديك از شط حويزه و شطهاى ديگر كه بشط العرب مىپيوندد حملونقل نموده ، باهتمام آهنگران ستبربازوى قوى دست و دقت حدادان هنرپرور صنعتپرست بزنجيرهاى قوى محكم و سلاسل متين مستحكم صورت انجام و سمت اختتام پذيرفته ، متشبث بتأييدات حضرت سبحانى و متمسك بعروة الوثقاى اقبال حضرت گيتىستانى شروع بانجام جسر نموده ، شناوران نهنگوش و آببازان درياكش نهنگوار خود را به آن لجهء خونخوار افكنده ، بانجام جسر قيام نمودند . ايام نوروز فيروز و هنگام بهار گيتىفروز بمباركى و فرخندگى در رسيد .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٨٥