تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ناى رعدآوا و آوازهء بيم وصول موكب لشكرآراى دى را به گوش هوش اهل جهان رسانيدند ، تارك دليران شاخسار از مغفر سيمين برف زيب و زينت گرفت و اندام دلاوران جويبار از جوشن آهنين يخ آرايش پذيرفت على الصباح هشتم شهر ذى قعدة الحرام كه سرور كشور چرخ نيل فام و خسرو انجم غلام بعزيمت انتقام لشكر ظلام پاى سعادت بركاب جواد خوش خرام چرخ تيزگام نهاد و با لشكر گران انوار ابلق عزم را بتسخير ملك خاور عنان داد نواب استظهار الدوله متوكل باشفاق جناب اقدس الهى پاى دولت بركاب سعادت نهاده ، با شكوه سليمانى و دبدبهء خاقانى عنان عزيمت بصوب مقصود گشاده ، رايت گيتىگشائى فلك‌سا و اعلام جهان‌پيما پرده‌پوش رخسار چرخ و الا شد . بحر ذخار معسكر نصرةپرور و درياى بىكران اردوى انجم حشم گردون حشر از موكب دليران آهن‌پوش و آواز رعدانباز ناى زرين و نواى شورش‌فزاى خم روئين چون صحراى قيامت در خروش آمد . نواب اعتضاد الدوله با سپاه افزون از ريك هامون به حكم همايون آن روز فرخندهء ميمون در خارج شهر منزل گزيد . قباب خيام زرين‌طناب را باوج ماه و آفتاب بركشيدند ، تا تمامى تداركات از خيمه و خرگاه و سرادقات فلك دستگاه و احمال لشكر و سپاه و توپ‌هاى ثعبان مثال و خمپارهاى صواعق خصال و ساير اسباب جلال باردوى قيامت تمثال الحاق و انتقال يافت . روز ديگر كه خورشيد انور و فرمانده لشكر انجم و اختر از منزل افق خاور بعزم سفر ممالك سپهر اخضر و تصميم تسخير ام البلاد باختر فرازندهء رايات اشعات گشت رايات فتح آيات در اهتزاز و عقاب علم زرين جناح در اوج نصرة بپرواز آمد . نواى خم روئين و نالهء ناى زرين از فراز سپهر هفتمين درگذشت . در ساعتى مسعود و بختى محمود از منزل مذكور متحرك گرديد ، تا بلدهء حويزه در جائى عنان نكشيدند . در آغاز شهر محرم الحرام سنهء مذكور هماى همايون فام رايت بلند آيت سايهء سعادت بر مفارق اهل حويزه گسترده ، در روز دوازدهم شهر مزبور از حويزه خروج و صبحگاهان روز پانزدهم