ساخته و از غرور مستى شمشير تهور آخته ، بنفس واحد خود را بميان قوم روميان انداخته ، جماعت مزبور او را شناخته ، دستگير و پاى بصوب بغداد گشودند . الغرض از ظهور اين گونه امور بحر ذخار غضب قهارى در جوش و درياى خونخوار سخط قهرمانى را در خروش آوردند . تدمير عمر پاشا و تسخير ام البلاد بصره و دار السلام بغداد و ساير ولايات تابعهء او را پيشنهاد همت و الا فرمودند . از آنجا كه از ابتداى حال داور معدلت خصال و خديو بىشبه و مثال در فتح كشور و گردانيدن لشكر هيچگاه منتكش بيگانه نبودند ، بنفس نفيس خويش و برادران سعادت كيش در انتظام مهام دولت و تنظيم امور مملكت سعى ميفرمودند اعتضاد الدوله محمد صادقخان برادر ارجمند را بفتح بصره مأمور و گروهى از بهادران منصور و دلاوران پلنگخشم شيرزور را در ظل رايات فتح آيات و سايهء اعلام ظفر علامات نواب معظم اليه روانه نمودند .
ذكر كيفيت تحريك رايات جلال نواب سپهر ركاب اعتضاد الدوله بجانب بصره و ورود بكنار شط العرب
علم مشكين پرچم قلم سعادت توأم در ساحت صفحات و فضاى اوراق بدينگونه و سياق شقهء بلاغت و پرچم فصاحت ميگشايد كه : چون ام البلاد بصره از جملهء گرمسيرات محرق الهوا و شدت گرما در آنجا بحدت و نسيم شمالش آتشافكن خرمن هستى برنا و پير و هواى باديه و جبالش حرارتبخش كرهء اثيرست ، چون در ايام تموز و هنگام شدت هواى آتشافروز و نوبت اهتزاز سموم جهانسوز كه معبرش آن ولايتست . فرستادن لشكر فيروز بچنين ولايت از حسن تدبير عارى و خلاف راه سپاهدارى بود تحريك رايات جلال نواب استظهار - الدوله تا آغاز زمستان و اول نزول برف و باران كه در آن وقت در گرمسيرات فصل بهار و اول شكفتگى چمن و گلزار و موسم خرمى روزگارست بتأخير افتاد . چون سپهدار بهمن بعزم تسخير گلزار و گلشن از ابر مشكينپرند شقهگشاى لواى جهانگيرى گرديد و نواى