اعلام شد كه چون از بصره بعمان از جانب بر و بيابان راهى مىباشد كه مسافت آن در نظر همت گيتىنورد و در زير قدم جهانگرد دليران اسفنديار رزم رستم نبرد چندانى نيست سپاه منصور و غازيان نصرة مفطور را از ام البلاد بصره راه عبور و طريق مرور گشايد ، كه اردوى عساكر ظفر مآثر از راه بيابان متوجه عمان و به سهولت بتخريب بنيان شوكت و شان خوارج توانند پرداخت . عمر پاشا از قبول اين مدعى متحاشى گرديده و از فرموده تخلف ورزيده ، قطع نظر از اين بيراهى ، چون ازين راه نهنگان درياى هيجا عازم صوب عمان بودند خوارج را بارسال آذوقه و طرق مختلفه اعانت نموده ، ابواب موافقت بر روى آنها گشود . ديگر بطريقى كه درين نزديكى مرقوم قلم بدايع رقم شد محمد پاشاى بابان از دولت عثمانى و جانب عمر پاشا كه قبض و بسط امور آن سرحدات در قبضهء اختيار آن بود بحكومت قلعهء چولان و رياست جماعت بابان قيام داشت . از سوابق ايام هميشه گردن بر طوق خدمتگزارى و اظهار اخلاصكيشى اين دولت جاويد مدت ميگذاشت . عمر پاشا با مشار اليه بناى سوء سلوك نهاده و محمود پاشاى برادر او را بحكومت جولان داده ، محمد پاشا دست توسل بحبل المتين رأفت حضرت ظل اللهى زده ، بطريق دخالت بدولت دوران عدت ملتجى شد . حضرت ظل الله گيتىپناه از عمر پاشا خواهشمند گرديدند كه حكومت محل مزبور و رياست طايفهء مذكور را كماكان بمحمد پاشا گذارده ، دست از ارتكاب اين گونه حركت ناهنجار بردارد از راه كمال جحود سخن به آن مردود اثر نكرده فوجى از لشكر خود را مأمور قلعهء چولان گردانيد كه محمود پاشا را در امر حكومت مستقل و محمد پاشا را اسير قيد ذل سارند . اين معنى معروض عاكفان سدهء جلال و مسموع ايستادگان محفل مينو مثال گرديده ، فوجى از بهادران غضنفرفر و گروهى از دليران رزمجوى جنگآور را بسركردگى على مراد خان باعانت محمد پاشا تعيين و روانهء آن سرزمين فرمودند . عليمراد خان بعد از ورود بقلعهء چولان در روز مقابلهء فريقين خويشتن را از نشانهء راح و تواتر و تعاقب اقدام سرگران
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٨٢