تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آتش آن بلا خرمن‌سوز عمر صغير و كبير و برنا و پير گرديده و دست فتنه بساط زندگانى از غريب و بومى اقصاى آن بوم و برچيد جمعى از اهل ايران نيز كه در مشاهد منوره و اراضى مقدس مطهره مجاورت داشتند ببلاى آن بليه مبتلا و بدعوت داعى حق راه‌نورد ديار فنا گرديدند ، عمر پاشا اموال و اسباب و جهات و مخلفات مطعونين طعن سنان طاعون را بحيطهء ضبط درآورده ، مجموع را در جمع اموال خود مجتمع كرد . اخلاف و اولاد زوار و مجاوران ايرانى دربار خاقانى و آستان حضرت گيتىستان كه ملاذ ستم رسيدگان و مفر غمديدگانست اجتماع نموده ، درخصوص احقاق حقوق باقسام شقوق ناله و خروش باوج عيوق رسانيدند و بفرمان حضرت ظل الله فرامين قضا امضا در باب آنها و استيفاى اين مدعى بعمر پاشا صورت انشاء پذيرفت و مصحوب يكى از چاكران اين آستان ملايك مكان ارسال و اموال مزبور را امر بايصال فرمودند . عمر پاشاى مذكور گوش را بپنبهء غرور انباشته ، اموال را مالك و در خصوص رد آنها معاذير ناموجه متمسك و مسالك تمرد را سالك شد . ديگر حجاج ايران كه هرساله محرم بيت الحرام و باقدام شوق بيابان نورد طريق كعبهء مرام بودند در هيچ ايام متعارف نبود كه در دار السلام بغداد ازيشان دينارى مطالبه نمايند ، در آن اوان عمر پاشا بناى بدعت نهاده و دست طمع گشاده ، حجاج را مبلغهاى كلى مصادره و مطالبه مىنمود و اهل حاج اين معنى را بدرگاه فلك رواج عرض و مزاج معدلت امتزاج از استماع اخذ اين گونه باج از عمر پاشا متغير و بحر مواج غضب قهرمانى متلاطم ، بمؤاخذهء اين حركت شنيع توقيع وقيع و حكم عالم مطيع از دربار رفيع خطاب بمومى اليه شرف اصدار يافته و از اقدام آن طريق ناهموار او را بمخاطبات غيث آثار و ابراز آزار بسيار اشعار فرموده ، اين مطلب نيز يكى از موجبات شعلهء غضب قيامت لهب و اشتعال نواير غيظ و سخط را سبب گشت و ديگر درحالى كه بنحو مسطور سابق زكى خان زند با افواج لشكر فيروزمند بتسخير عمان مأمور و عبور و مرور سپاه گران از بحر بيكران باستحضار جهازات از سهولت دور بود ، حسب الامر داور دارا غلام بعمر پاشا
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 181 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى