تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و از سلم مذهب ناحق بر معارج كفر عارج و دشمن غالب كل غالب على بن ابيطالب‌اند تصرف و تذخر عمان و تدمير و تحقير آن بيدينان منظور نظر آفتاب اثر و مكنون خاطر فيض‌پرور گرديده ، زكى خان را مأمور بتقديم خدمت مذكور و تمشيت امر مزبور فرمودند ، روانهء بندرعباس نموده و فرامين مطاعه و ارقام لازم الاطاعه درخصوص اجتماع سفاين و غرابات و جهازات به اطراف و جهات رفته ، شاه‌بندران و ضابطان بنادر و سواحل از بندرعباسى تا دورق و حفار مكان مشايخ بنى كعب شروع بجمع جهازات و سفاين و غرابات ديوانى و غيره كرده ، بتدارك اسباب و تهيهء آلات و افزار پرداختند . شيخ عبد الله بنى معين كه يكى از مشايخ اعراب بود مكان او در جزيرهء هرموز و جزيرهء مزبور كوهيست در ميان درياى اعظم ، يك جانب آن بساحل نزديك مىباشد ، تا بندر عباس هفت هشت فرسنگست و جانب ديگر بسواحل و هندوستان و افرنجه ، بلكه يكطرفش بدرياى محيط و بحر پراضطراب اتصال دارد ، آقا محمد ماربينى اصفهانى كه در حكومت اصفهان نام او مذكور شد چندگاه حسب الامر خديو گيتىستان از اصفهان معزول گرديده بحكومت بندرعباس رسيد . مشار اليه در ايام حكومت بندر مذكور ، شيخ عبد الله عرب بنى معين را كه عرب وحشىصفت جزيره‌نشين ، مانند حيوانات برى متوحش از سطح زمين و از خشكى بغايت كرانه گزين بود رام گردانيده ، بتدبيرات بشست درآورده ، روانهء خدمت قهرمان ماء وطين نموده بود . شيخ مذكور مدتى سعادت‌اندوز حضور فيض گنجور و سرانجام ولد خويشتن را در موقف خدمتگارى بازداشته ، خود مرخص ، روى به وطن اصلى گذاشت . در آن هنگام كه زكى خان به خدمت مشروحه مأمور و در بندرعباس متوقف بود شيخ مشار اليه به خدمت مبادرت نموده ، به علت رهانت پسر در نزد زكى خان بسر ميبرد و در شرايط خدمات درياآبى به روى كار مىآورد . زكى خان بدخترى كه او را در تتق خفا بود طمع كرده و اين معنى را بوساطت محرمان بعرض اظهار درآورد . شيخ را بقبول وصلت دعوت نمودند . شيخ
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 176 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى