تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
نابكار پاك و عرصهء گلزار ولايت خالى از وجود نابود خس و خار ، آن حضرت و همگى امناى دولت در دار الملك شيراز در كار عمارت و بفكر مرمت و متوجه آبادى و ملتزم عيش و شادى بودند بنابراين ضبط بعضى وقايع جزويه را كه در آن اوان روى داده و اتفاق افتاده در تحت قيد سال و تشخيص تاريخ درنياورده ، اين چندسال را در ضمن يك‌ديگر تحرير و بدون ملاحظهء تقديم و تأخير اظهار و تقدير نمود . انشاء الله العزيز المعبود وقايع اوان دولت و زمان شوكت اين شهريار كامگار كه غرض اصلى از ضبط اين مختصر و مقصود كلى از تدوين اين مبارك دفتر همايونست مفصل و مشروح سال‌بسال بر قيد خواهد آورد و بطريق تفصيل شرح خواهد كرد . در آن چندسال همت و الا بتأسيس ابنيهء دلگشا پرداخته ، از عمارت و ابنيه و اسواق و مساجد و مدارس و خوانق و قنوات و جداول و انهار و حياض و بساتين و طواحين و بقاع الخير و غيره آنچه در آن خطهء ارم مثال در لوح وجود صورت گرفت و در صفحهء حصول نقش بست از حيز احصاء بيرون و از حصر اوهام فزونست .

تسلط حسينقلى خان ديگر بار بمازندران و چگونگى گزارش و ساير وقايع آن زمان

كلك وقايع‌نگار چگونگى اين حكايت را چنين اظهار مىنمايد كه : بعد از مراجعت زكى خان از الكاى مازندران حسينقلى خان فرصت يافته ، مجددا بجانب نوكنده و توابع استراباد شتافته ، بفراغ بال مىزيست . چون مهديخان ولد محمد خان سوادكوهى مردى جاهل كم كار بىخبر از تجارب روزگار در بلدهء بارفروش بمناهى و نوش مىگذرانيد ، حسينقلى خان با معدودى از غلامان از طريق غير معهود ، يعنى از راه كوهستان هزار جريب ايلغار كرده ، غفلة خود را ببلدهء بارفروش رسانيده و بىباكانه داخل شهر گشته ، وقتى مهديخان از مستى غفلت هشيار شد كه حسينقلى خان در درب سراى او ايستاده بود ، ابواب فتنه‌جوئى گشاده بود . مهدى خان را هراسى كلى بر خاطر سارى و در زواياى بارفروش متوارى و خاطر مالش چشم از امان پوشيده ، مترصد هزار
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 173 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى