تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
خوشگوار و از نشانهء شراب لعل‌وار در خمار بود از غرور مستى و سوداى مىپرستى تكاور را عنان گشاده ، تن تنها با لشكر روميه روى نهاده ، پس خويشتن را بدرون سنگر انداخته ، اسم و رسم خود را مذكور ساخته ، جماعت روميه اين مطلب را رونق كار و شرف روزگار خود ديده ، با زخمى كه در آنميان به او رسيده بود از اسبش فروكشيدند . آن مدهوش صهباى غفلت وقتى هشيار و زمانى بيدار شد كه خود را در خيمه‌اى ساكن و محبوس آن جماعت و در شكنج انواع شناعت ديد . لشكر از گرفتارى سردار شكست يافته ، به راه فرار شتافته ، بسيارى در آن قضيه از وخامت ميگسارى و شأمت باده‌خوارى جناب خان به هلاكت رسيده ، عرضهء سنان و شمشير گرديدند . على مراد خان را بدار السلام بغداد برده ، چندگاه در آنجا بود . بالاخره كه از اصل و نسب او حسب الواقع مطلع گرديدند ، صلاح خود را در نگاهدارى او نديده ، عمر پاشا چندكس بهمراه او كرده ، او را بحضور فيض گنجور خديو منصور رسانيدند . حضرت ظل اللهى بنابرآن مىآشامى و آنگونه خودكامى و حاصل نمودن بدنامى درصدد مؤاخذه برآمده و شفاعت نواب ظهير الدوله از بليهء گرفتارى بسخط و غضب قهارى نجات يافت . حضرت ظل الله كشورپناه نظر على خان زند را بجهه تدارك واقعه لشكرى داده ، بنواحى كردستان فرستادند . مشار اليه تا بنواحى و حوالى بغداد لشكر كشيده ، جماعت مزبور مكافات خود را حسب الواقع ديد .

بيان رسيدن بهار خرم و وصول كوكبهء نير اعظم بساحت بيت الشرف و انحراف مزاج روشن از عمر پاشاى والى بصره و بغداد و مأمور شدن نواب ظهير الدوله بتسخير ام البلاد

در شب دوشنبهء هشتم محرم الحرام طرازندهء محفل چرخ نيلى فام و آرايشگر ايوان گردون والامقام بعزم تسخير قلعهء ام البلاد حمل سلسله‌جنبان سپاه‌گردان انوار و محرك لشكر فيروزى اثر اشعه