تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بمرتبهء رشد و تميز رسيده ، در خطهء ارم طراز شيراز در حضور خديو كشورگير مستسعد گشته ، ببرادران بزرگ خود ، يعنى آقا محمد خان و رضا قليخان و عليقلى خان پيوستند .

بيان گرفتارى زكى خان بدست شيخ عبد الله بنى معين در جزيرهء هرموز و چگونگى آن

نهنگ قلم بدايع رقم در بحر ژرف روايت و درياى شگرف حكايت بدينگونه شناور ميگردد كه : ولايت عمان محلى است مشهور و معروف و موضعيست در نزد عرب و عجم و ترك و ديلم بحصانت موصوف ، يك طرف آن بيابانست ، وادى غير ذى زرع بوادى يمن پيوسته و سه طرف ديگر بدرياى ذحار خونخوار اتصال گرفته و لنگرگاه آن‌كه بايد لامحاله سفاين متردد از آنجا داخل مسقط شود كه بندريست از بلاد عمان بعد از يك فرسنگ طول داخل دريا وافع شده و عرض فاصلهء جبلين به قدر تير پرتاب در كنار دريا واقع ، دو كوهست كه بايد سفاين و جهازات در ميان آن دو كوه يك فرسنگ مسافت را طى كرده ، در محاذات مسقط لنگر افكنده ، بر فراز هردو كوه بروج متعدد در برابر يكديگر ساخته و در هريك از بروج كه در جنبين مذكورين در محاذات هم وقوع يافته توپ جهانسوز نصب نموده ، كه گلولهء هرتوپ از جميع بروج آن دو كوه ببرج كوه محاذى ميرسد ، تا بكشتى كه به طول يكفرسنگ در ميان آن درهء تنگ از برابر چندين برج عبور و لنگر نمايد چه رسد ؟ مختصر كلام : دخول لشكر بيگانه و كشتى غريب به علت اين گونه ممر و مدخل و اين قسم معبر آن ولايت از بابت محالات و از مقولهء خوارق عاداتست ، زيرا كه بنحو مسطور يك فرسنگ در ميان آن درهء تنگ بايد كشتى عبور نمايد ، تا بلنگرگاه درآيد و درين دو فرسنگ مسافت در همه جا در فراز هردو كوه جانبين از بروج متعددهء مشروحه كه هردويست قدم تلى ساخته توپ مىزنند و اساس كشتى را اگر از آهن و خارا باشد بضرب گلوله درهم مىشكنند و از آنجا كه اهالى عمان بدينسان جملگى خوارج
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 175 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى