جلادت برآورده ، چندان كوشش كردند كه مهنا را بكنار دريا رسانيده و خود را بكشتى شكستهاى افكنده ، دل بدرياى توكل نهاده ، با حواس پريشان و دل ناتوان بر روى دريا روان و تختهپارهء وجود خود را از لطمات چهار موجهء بلا بيرون كشيده . حسن سلطان به جهت حفظ و حراست اموال و اسباب و خزاين امير مهنا و محافظت سكان جزيره حقايق احوال را بتوسط زكى خان معروض خدمتگاران آستان عرش اركان گردانيده ، حضرت ظل اللهى گيتىپناهى جمعى از معتمدان درگاه خلايق اميدگاهى را بجهه ضبط اموال و خزاين مهنا تعيين و حسن سلطان وغائى را بحضور فيض دستور طلب فرموده ، به حضرت فلك رفعت احضار نمودند . بعد از اندك مدتى مراجعت و اموال مزبور را كه مبلغهاى خطير و استيفاى آن وراى قدرت محاسبان ضمير بود حملونقل آستان عرش نظير ، حسن سلطان وغائى كه نيز به زيارت عتبهء جلال خديو فلك سرير مستسعد گرديده حضرت ظل اللهى مملكتپناهى مشار اليه را با همراهان مورد نوازشات و مستظهر انواع توجهات فرموده ، بحسن سلطان لقب ارجمند خانى و اختيار روى دريا داده ، باخلاع فاخره و انعامات وافره روانه ، مقرر فرمودند كه بجزيرهء خارك رفته ، امور آنجا را بر وفق صلاح دولت و رفاه سكنه تمشيت و جمعى تفنگچى به جهت محافظت جزيره و حراست خانه و قلعهء فرنگى و مراجعت ببندر ريك نموده ، در آنجا توقف و بخدمات ديوانى قيام . از كرمهاى بىمنتهاى آن حضرت كه سرمشق ارباب كرم و ناسخ داستان معن و حاتمست آنكه ثبت اموال و اسباب و امتعه و اقمشه و عقاقير و دراهم و دنانير و اصلى را كه از متروكات و مخزونات امير مهنا وغائى بحيطهء ضبط درآمده و حاصل بحر و كان باعشرى از اعشار آن برابرى نمىكرد بحسن خان وغائى و متفقين هدم بنيان استعداد مهنا و فقراء و ضعفاء و ساكنين جزيرهء خارك بخشيده ، در ميان سويت فرمودند : الحق اين معنى غايت كرم و منتهاى هممست .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٦٦