تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
لنگر اقامت افكند . در كمال شكسته حالى مىزيست ، بعد از چندى از عدم قابليت مكان بجان و از قلت جمع اسباب معيشت بامان آمده ، در طمع تصرف خارك افتاده بود . روزى چند در تدبير مىبود كه بلكه چاره‌اى انديشد كه جزيرهء خارك را از تصرف فرنگى انتزاع نموده ، از تنگى مكان و عدم قابليت آن رهائى يابد . در آن حال فرنگى مزبور را همسايگى مهنا متوحش گردانيده ، با شيخ سعدان ابوشهرى كه از خدمت‌گزاران دولت جاويدان بود به زور قاصد و پيغام اتفاق نموده ، شيخ سعدان مشار اليه جمعى از اعراب طايفهء خود را با كليطهائى كه داشت و كپيتان فرنگى نيز گروهى از فرنگيان را با سفاين خويش استعداد نموده ، باعانت يك‌ديگر از روى آب بصوب جزيرهء خاركو شتاب و روى باخراج امير مهنا آوردند ، كه شايد او را از جزيرهء خاركو بيرون كرده ، جزيرهء مزبور را از لوث وجود او بپردازند و خويشتن را از تشويش همسايگى او فارغ سازند . پس مهنا از مشاهدهء آن حال باتفاق جمعى از ابطال كه در نزد او اجتماع داشتند در مقام مدافعه برآمده و در روى آب آتش انقلاب باوج چرخ دولاب رسيد . بعد از گير و دار بسيار فرنگيان و شيخ سعدان را شكست افتاد . جمعى كثير از ايشان مقتول و همه بهزار زحمت جان از آن ورطهء هلاكت بيرون برده ، خود را بمكانهاى خويش رسانيدند . مهنا را از وقوع قضيه آتش طمع تصرف خارك تيز و نايرهء تقاضاى خاطرش زياده شعله‌ور گرديد ، در هنگامى كه سفاين انجم و اختر بناخدائى قدرت خداى اكبر و بادبانى صنعت حضرت داور ازين ژرف درياى پهناور روى بجزيرهء باختر آورد سفاين مذكور را باستظهار توكل بجانب خارك جارى نمود و بادبان سرعت گشود . چون مسافت ما بين دو جزيره چندان نبود قبل از آنكه زورق آفتاب عالمتاب ازين بحر پرانقلاب بساحل مغرب رسد سفاين امير مهنا بساحل جزيرهء خارك رسيده و خود را از جهازات بيرون كشيده ، با انصار خود اطراف قلعهء فرنگى را محيط گشتند . چون فرنگيان از خواب غفلت بيدار و زورق وجود خود را طعمهء چهار موجهء اضطرار و آن گروه غدار را دايره كردار