تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مفصل اين مجمل آنكه : مدتى بود كه نصير خان لارى در خطهء لار رايت اقتدار برافراخته و مردم گرمسير را با خود متفق ساخته ، به تعمير احوال خويش پرداخته بود . از قرارى كه سابق مرقوم قلم وقايع رقم شده و در حالتى كه محمد حسن خان قاجار بدار العلم شيراز نهضت نموده ، ابواب قتل و قتال گشوده بود ، نصير خان مشار اليه ازين دولت جاويد نااميد و به علت خيانت هرروزه بيم و هراسش بر مزيد بود . بورود محمد حسن خان مستظهر گشته ، با تفنگچيان لارى و گرمسيرى باعانت محمد حسن خان آمده ، باقدام خدمت‌گزارى آن سركار مىپرداخت . در شبى كه شيرازهء جمعيت محمد حسن خان در خارج شيراز از هم گسيخت ، اوراق معسكرش از يك‌ديگر ريخت ، نصير خان نيز سر خود را گرفته ، پاى سرعت بجانب لار گشاد و اين دفعه از بيم آن جسارت اصرار در مراتب خوددارى بيشتر از پيشتر گرديده و از مرحله‌نوردى فيافى مخالفت قدم بازپس نمىكشيد . ليكن در باب تحرير عرايض و ارسال رسل و ايفاد پيشكش تقصيرى نمىنمود و درين مدت كه موكب انجم عدت در سفر خيريت اثر و جناب استظهار الدوله بيگلربيگى و متوجه نظم و نسق و حفظ قلعهء شيراز كه متوقف گروه مختلف از دوست و دشمن و مجمع جمع متباين از مرد و زن و اشرار ولايت و مسكن فرق مختلف الصفات بوده كه دقيقه‌اى قطع النظر از رتق و فتق و قبض و بسط آنجا ميسر نميشد و ممكن نبود كه جناب ركن الدوله بيگلر بيگى امور شيراز را معوق و قلعه‌اى چنان را خالى گذارده و به جهت تنبيه نصير خان مزبور فرصت يافته ، انجام كار به طول انجاميد . چون ساحت شيراز مطار عقابان بلندپرواز رايات گردون طراز خديو گردن‌فراز شد ، نصير خان مزبور احدى را روانهء حضور فيض دستور و بتوسط عرايض مشروحه بعرض شرف‌اندوزان مجاوران آستان سدره‌نشان رسانيد كه : چنانچه حضرت كسرى معدلت او را از ملازمت حضور كه به علت ارتكاب بعضى حركات ناهنجار و انديشه از غضب قهار قبول شرفيابى ملازمت را در قوهء قدرت و مقدار حوصلهء خود نمىبيند معاف دارند و به اين تكليف
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 145 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى