طراز رسيدند . تعيين يافتن غازيان شير شكار فيروزى نشان و خونخواهى على خان و افناء و اعدام تقى درانى بعنايت الله تعالى در موعد خود نگاشته مىشود .
ذكر واقعات سنوات مباركات هزار و صد و هفتاد و هشت و نه هجرى
قهرمان اقليم چهارم و داراى مسندآراى اين بلند طارم بتقديرات حق عز و جل و علا در تختگاه حمل قرار گرفته ، بمعمارى قواى ناميه در دار العلم گلشن از گلبن سورى و نسترن عمارات رفيع اساس بنياد انداخت و بفرمانفرمائى فروردين قضا در ساحت چمن از دست هزاردستان در عرصهء گلستان اساس محكم بنيان آشيان طرح افكند و كارگزار باد بهار بامر خديو آذارى بناهاى ديرينهء دى را از بيخ و بن بركند . سردار باد با وقار نسيم اعتدال به حكم خاقان ربيع بجنود مسعود رياحين و افواج قرين الابتهاج گلهاى رنگين مأمور تسخير خطهء بوستان و گرمسيرات گلستان كه چندى به تصرف طاغيان بهمن و دى درآمده بود گرديد و سرهنگ هواى نوبهار با سپاه كينه - خواه رياحين و ازهار بفرمانفر تازهء فروردين روانهء دار الامان باغ و خان لاابالى از خود خالى بهمن را كه خونى نوباوگان گلشن بود پالهنگخوارى بر گردن ، بحضور قهرمان گيتىستان اردى بهشت كشيده ، بسزاى خود رسيده و ديگرباره بازار گلزار از كالاى بارواى گلها رنگين شد و دامان كوهسار از جوشن لاله و شقايق غيرت جيب و دامان گلچين گشت و ( محفل ) جلالت و مجلس مناعت و دولت در دار العلم شيراز طراز محفل هفت آسمان گرديده ، چندان زر و گوهر زيب جيب و كنار اعيان لشكر و اركان كشور گرديد كه در كيسهء بحر و كان پشيزى باقى نماند . چون وقايع اين دو سال داخل يكديگر و بعضى اسفار و حروب ازين سال بسال ديگر كشيده و در تلو هم واقع گرديده ، كلك فسانهپرداز آنها را از يكديگر ممتاز نكرده و بيكجا بتحرير آورده و از جمله تسخير و تصرف قلعهء لار و گرمسيرات آن حدود و استيصال و انقياد نصير خان لاريست .