عبوديت و بندگى و مبنى بر لوازم عجز و سرافكندگى معروض محرومان حضور شد .
بيان تسخير و تصرف كرمان و بعضى احوال محمد امين خان سردار دار الامان كرمان و وقايع آن زمان
مفصل اين مقال آنكه : بنحويكه مسطور مىشود محمد امين خان گروسى بعد از عزل امير گونه خان بانفراد در امر سردارى استقلال يافته و يك چند هم در نواحى و اعمال كرمان بهر طرفى شتافت و مردم بلوكات را مزيد توجهات خاطر خطير اقدس مستظهر نموده ، رفته رفته بخارج شهر كرمان رسيده ، چند روزى متوقف گرديد . بالاخره براهنمائى جمال شالباف و دلالت بعضى كدخدايان كه در جزو با خان مشار اليه درب آشنائى گشوده و فتح الباب شهر را قرارداد نموده بودند خود را بدرون شهر افكند و دار الامان كرمان به تصرف و تسخير خان مشار اليه درآمد و تقى درانى با ساير جماعت كوهستانى و بعضى دوستان او راه هزيمت در پيش گرفته و خود را بقريهء دران و ساير كوهستان كه موطن اصلى ايشان و مشتمل بر طرق صعب و شوارع مضيقه بود رسانيدند . محمد امين خان من حيث الاستقلال بر مسند حكومت نشسته و سررشتهء احتياط و سلسلهء حزم را گسسته ، مقدم خدا مراد خان را فراموش كرد و تقى مزبور را از كمال غرور نابودى انگاشت و مملكت كرمان و جميع لواحق را بكام خويش مىپنداشت . ليكن در مدت حكومت طريق سلوك را بنوعى مسلوك نداشته بود كه رعايا و برايا و سركردگان سپاه نصرةپناه كه از ركاب ظفر انتساب ابواب جمع او بودند از طريقهء سلوك و نهج رفتارش رضامند و از حسن رفتار و گفتار و كردارش خشنود و خرسند و چون يك چند مسند حكومت از وجود خان مزبور زيب و زينت پذيرفت ، در هنگام شامى كه خورشيد انور از كوهسار چرخ اخضر روى بشيب و آهنگ نشيب نمود و بعزم تسخير شهرستان خاور پيشروى آغاز كرد ، تقى درانى از مسكن خود بعزم شبيخون قلعهء كرمان روى به پائين كوه آورده و شروع بطى مسافت كرده ،