تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
انديشه‌مند و از انديشهء بازخواست ناخرسند بود ، در حين مراجعت از سر حرمان و حسرت‌مندى خاطر پريشان خود را بشيراز رسانيده ، دست توسل و سرپنجهء تشبث بدامن لطف و كرم حضرت اعتضاد الدوله و ركن ركين نصر و شوكت محمد صادق خان زده ، جناب خان والاشان مشار اليه را در شيراز در سايهء مرحمت و ظل عاطفت نگاه داشته ، عريضه‌اى مبنى بر خواهش عفو تقصيرات امير گونه خان مشار اليه قلمى و ايفاد اردوى مقدس و ارسال حضور اقدس و به نظر عاكفان دربار جلال و ناظمان بساط عز و اقبال رسيده ، بر وفق خواهش برادر و الا گهر جرايم او را بعفو مقرون و رقم مرحمت شيم درخصوص اطمينان خاطر مومى اليه نگاشته .

بيان توجه موكب نصرة طراز بجانب دار العلم شيراز و ورود به آن خطهء بهجت‌پرور غم‌پرداز بلطف داور كارساز

چون بطريقى كه كلك بدايع‌نگار چهره‌آراى شاهدان زيبا عذار حكايت گرديد راى جهان‌آرا از انتظام مهام عربستان فراغت حاصل نمود سير و شكار نزهت سراى فارس بر خاطر خيريت اساس رسوخ نموده ، رايات نصرة قرين بجانب آن ساحت دلنشين كه در حقيقت رشك نگارستان چين و غيرت خلد برينست شقه‌گشا گرديد . چون ضبط و ربط الكاى كوه‌كيلويه نيز منظور نظر معدلت‌پرور بود ، نخستين عنان يكران عزيمت را بدان صوب معطوف و محل زيدون را كه از آن جانب آغاز بلاد كوه‌كيلويه است مضرب خيام احتشام و مقر ساردقات فلك احترام فرمودند . چون مدتى كه جماعت لراوى كه فرقه‌اى از الواركوه نورد و طايفه‌اى احشام باديه گرد الكاىكوه كيلويه و دشتستان مىباشند ، فرقه‌اى جماعت مزبور كه در كوهستان كوه‌كيلويه مسكن داشتند سر از گريبان خودسرى و خودرائى برآورده و آغاز گردن‌كشى كرده ، ببعضى از جبال و تلال صعب المسالك مستظهر گرديده ، دست تطاول بر نهب اموال مترددين گشوده بودند و قلع مواد فساد ايشان به علت مشاغل اعظم از آن ( زمان ) در حيز تأخير مانده ، تا بآنوقت كه حكم قضانمون بتنبيه
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 137 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى