تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
آنها جارى نشده بود . چون عرصهء الكاى مزبور مقر كوكبهء منصور شد تنبيه آن طايفه پيشنهاد همت و الا گرديده ، فوجى از هزبران جنگ‌آور و گروهى از شرزه‌شيران نر را مأمور تنبيه و تأديب ايشان و فرمان واجب الاذعان صادر شد كه از چهار جانب بكوهى كه حصار خوددارى آنها بود بيورش صعود نموده ، آنچه سزاوار اهل عصيان و پاداش چنان متمردانست به عمل آورند . غازيان مظفر بر حسب مقرر راه مقصود را پيموده ، اطراف اربعهء آن كوه فلك شكوه و گرداگرد آن گروه انبوه را احاطهء تامه كرده ، جبل مذكور را دايرهء اجتماع و لشكر منصور را نقطهء وسيط گشت . باوجود نهايت صعوبت و كمال سختى طرق و شوارع ، باستظهار اقبال بىزوال داور دريا نوال قوى خاطر از چهار طرف آهنگ صعود كردند . جماعت مزبوره كه در فن قدراندازى هريك آفت دهر و در شيوهء آتش‌بازى هركدام شهرهء شهر بودند با فتيلهاى سوزان سر راه بر سپاه نصرة نشان گرفتند . از طرفين سفير تيزگام گلوله و از جانبين پيك سبك‌خرام تير از جانب قهرمان اجل گزارندهء پيغام گرديده ، تفنگچيان آتشبار و جزايرچيان برق‌انداز در اندك زمانى كار را بر آن جماعت دشوار و روز روشن را بر آن فرقه تيره‌وتار نموده ، از اطراف بسنگر ايشان ريختند و با قبح وجهى بر آن طايفه درآويخته ، گرد از بنيادشان برانگيختند . پس از قتل رجال و نهب اموال سزاى اعمال عايد روزگار ايشان شد . چون چهرهء شاهد اين گونه فتح در آستان اقبال جلوه نمود ، مأمورين مراجعت كرده ، در منزل خيرآباد من اعمال بهبهان شرف‌اندوز زيارت آستان سپهر بنيان گرديدند . جمعى كثير از رجال آن گروه را كه بطريق اسير همراه آورده بودند به حكم قدر نمون بقتل آورده ، كله منارى از رؤس ايشان ترتيب دادند ، كه موجب عبرت و باعث اعتبار ارباب شرارت گردد . بر راى دوربين اهل دانش مستور نماند كه آن حضرت در شيوهء مروت يگانهء عصر و در شيمهء فتوت فريد دهر بود . جرايم بسيارى از گناهكاران را كه به غير از قتل سزاوار هيچ‌كارى نبودند به حكم مروت بكرات گذرانيده بودند . ليكن بعضى اوقات وقوع اين گونه سياسات از لوازم امور جهاندارى