تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
و موجب رضاى حضرت باريست . بر ذمهء همت هرصاحب دولتى لازمست كه بتيشهء معدلت بنياد هستى مفسدان غدار را از بيخ و بن بركنده ، نخل حياتشان را از پا درآورده ، كه موجب اطمينان زيردستان گرديده ، جميع اهل مملكت كه ودايع حضرت احديت‌اند در مهاد امن و سلامت غنوده ، از تطرق ارباب تطاول مرفه و آسوده باشند . القصه : بعد از آنكه راى كشورگشاى از قمع اهل عصيان فراغت يافته ، نظم و نسق الكاى مزبور كوه‌كيلويه بر وفق مرام دولت‌خواهان صورت انجام گرفت ، بسيارى از ايلات آن نواحى را در سلك ملتزمان ركاب فلك‌فرساى انتظام داده ، خانوارى ايشان را مأمور به حركت صوب فارس و اسباب معيشت و مكان ييلاق و قشلاق و املاك تيول به جهت آنها معين و مقرر و ساير امور جمهور اهل كوه‌كيلويه را انتظام و استحكام لازمه داده ، رايات ظفر طراز بعزيمت دار العلم شيراز در اهتزاز آمده ، على الصباح دويم شهر صفر المظفر كه خسرو خاور و سر خيل لشكر انجم و اختر يعنى خورشيد انور از سفر الكاى باختر مراجعت نموده ، در دار الملك خاور بر تخت زرين رخت افق نشست ، موكب جهان‌گشا عرصه طراز دار العلم شيراز و آفتاب عالمتاب ذات مرحمت صفات ببيت الشرف آن ملك دلپذير تحويل يافت . جميع وضيع و شريف ، نزديك و دور و قاطبهء اعزه و اعيان بلدهء مذكوره بسعادت حضور فيض گنجور رسيده ، از زيارت آستان ملايك پاسبان در ميان امثال و اقران مباهى و از ادراك آن دولت عظمى فرمانده ماه تا ماهى شدند . جناب ظهير الدوله محمد صادق خان بلوازم ضيافت و ميهماندارى و شرايط تدارك ميزبانى پرداخته و يك نعيم جنت و يك جهان نعمت در محفل سوروسرور مهيا ساختند و اساسى چيدند و خوانى گستردند كه ياد از فردوس جاودانى و نشان از دستگاه سليمانى ميداد . ولد شيخ سليمان بنى كعب برقمى كه متعهد گرديده بود بشرف خاك‌بوسى عتبهء عاليه رسيد . پيشكشى كه در خورد حوصله و قدر وسع او بود با سه هزار تومان وجه نقد خراج همه ساله از پيشگاه حضور گردانيده و عريضهء استكانت‌انگيز و ذريعهء ضراعت‌آميز مشعر بر مراسم