تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
پيشكش محقر تواند نمود . از مراحم خديوانه بعيد نمىنمايد . پس حسب المسئول او رايات عالم طراز در اهتزاز آمده ، از راه حلف‌آباد مراجعت و عزيمت الكاى كوه‌كيلويه فرمودند و انتظام آنحدود را وجههء خاطر نمودند .

بيان كيفيت گيرودار دار الامان كرمان و قضاياى آن مملكت سعادت اقتران

چون بطريقى كه قبل ازين مفتاح كلك بدايع سلك قفل از گنجينهء حكايت گشود محمد امين خان گروسى و امير گونه خان افشار طارمى باتفاق يكديگر مأمور تسخير دار الامان كرمان و تنبيه مردمى كه رايت ضلالت برافراشته وارد اعمال و بلوكات كرمان شدند ، هر يك از دو نفر آغاز گردن‌فرازى و ادعاى بلندپروازى نموده ، تمشيت امور جمهور و امر و نهى سپاه منصور را بنفسه خواهشمند ، هيچ‌يك از آن دو سركش پاى به راه فروتنى نمىنهادند و قرار زير دستى را به خود راه نمىدادند . اگر يكى از سركردگان جزوى براى تمشيت امرى رجوع بيكى از آن دو نفر مىكرد آن ديگر با آن بيچاره بنياد عداوت كرده ، دمار از جانش برمىآورد ، چنان كه يكى از رعاياى پاى ملخى بيكى از آن دو بزرگ مىسپرد ، آن پاى ملخ را خاتم سليمان شمرده ، آن بيچاره صدمت متوالى مىخورد . رفته‌رفته كار ايشان بمجادله كشيد و غبار نقار در ميانه مرتفع گرديده ، محمد امين خان با جماعت گروس و امير گونه خان با افشاران طارم بر روى يك‌ديگر ايستاده ، ابواب جدال گشودند . پس هركدام از آن دو سردار و هريك از سركردگان سپاه ظفر شعار درخصوص اين گيرو دار بخاكپاى اقدس عرضه داشت و بندگان ظل الله لازمهء تحقيق و تفتيش را فرموده ، ارباب اطلاع تقصير را منسوب بامير گونه خان نمودند . رقم قضاشيم درخصوص احضار او از مصدر جلال صادر و مقرر شد و جميع اثاثه و دستگاه و جمهور سپاه فيروزمندى اشباه را بمحمد امين خان سپرده ، خود عزيمت عتبه‌بوسى نمايد . امير گونه خان بنهج فرموده ، عمل نموده ، چون از مؤاخذهء راى ملك‌آرا
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 136 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى