مختصر سخن : بعرض خديو لشكرشكن رسيده بود كه : شيخ سليمان و ساير ابناى عشيرهء بنى كعب بعد از عزيمت هزيمت از حفار و كيان بجزيرهء محررى رفته ، توقف نمودهاند . حضرت جهانبان گيتىستان از شط كرن عبور نموده و مسافت ما بين شط العرب و كرن را پيموده ، فوجى از جزايرچيان آتشفشانرا بسركردگى زكى خان زند بحمل چند فروند كشتى سنگين كه از جزيره آورده ، از شط جزيره داخل شط العرب كرده بودند بر سر محررى فرستادند . سفاين مأمورين مسافت شط العرب را پيموده ، در هنگامى كه زورقهاى انجم و اختران ازين ژرف درياى پهناور گذشته ، نزديك بساحل باختر گرديده بودند ، مأمورين محاذات محررى رسيده ، مشخص شد كه شيخ مزبور و ساير جماعت مذكور از ارادهء ضمير پرنور مطلع و مخبر ، از بيم شمشير خونريز نهنگان بحرستيز خود را بكليطهاى مذكور كشيده ، راه - نورد جانب قبهء درياى اعظم گرديدهاند . چون بپايمردى سفاين صغار كه ببصل اشتهار دارد دخول دريا و تعاقب آن غوك و شان آبپيما ميسر نبود مأمورين مراجعت بحضور فيض گنجور و چگونگى را معروض راى آفتاب نور كردند . چون شيخ سليمان قبل از آنكه حكم بر بصريان نموده ، باعانت آنها سدى مستحكم و بندى محكم بر شط كرن بسته ، انهار بسيار در آن رود بحر كردار بر اراضى و صحارى يمين و يسار جارى و مراتع و مزارع بىشمار و نخلستان بر تخريب سد مزبور شرف صدور يافت . عملهء كلنگدار هجوم آورده ، آن سد سديد را كه نمونهء سد اسكندر بود و بنياد قلعهء حفار را كه همسر سپهر اخضر بود بر سر يكديگر ريخته ، گرد از اساس استوار آنها برانگيخته ، در اثناى آن حال رسولى وارد ، نزد ميرزا محمد عليخان صدر الممالك و از جانب شيخ مومى اليه دست توسل بذيل توسط صدر مشار اليه زده ، او را درخصوص استدعاى عفو جرايم و تقصيرات خويش در خدمت خديو معدلت كيش واسطه نموده و ذريعت فزاعت آميز مبنى بر استدعاى مزبور و اظهار انديشهمندى و ناخرسندى از
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٣٤