به جهت تماشاى دريا و شكار ماهى ضرور شود نيز ايفاد و درخصوص مهمسازى برنج و غله و ساير آذوقه بعضى معاذير بعرض رسانيده ، اظهار قحط و غلا و عدم غلات نموده ، بر صدق عرض خود ايمان مغلظه مرقوم ساخته ، در باب ارسال و ايفاد سفاين نيز مماطله و مسامحه كرده ، بمعاذير ناموجه متمسك شده بود . سپاه ظفر همراه و ملتزمان درگاه فلك دستگاه و آحاد لشكر نصرةپناه در منزل سيلاخور ببرداشتن آذوقه و ذخيره مأمور گرديدند . همگى خرد و بزرگ و جملگى تاجيك و ترك زياده از مقدار احتياج انواع ضروريات بار كرده ، همراه آورده بودند . از آن هم گذشته قوانين متعددهء مطاعه صادر گشت ، غله و برنج و روغن و گوسفند و ساير مأكولات از الكاى فارس و كوهكيلويه و خوزستان حملونقل ، باردوى كيوان بو و اصل سيورساتچيان گرديده ، هر روز در ميان لشكر فيروزى اثر سويت مىشد و هيچگونه احتياجى بسيورسات متسلم بصره نبود . مترددين اردو ، بعضى از افراد سپاه جنگجو كه به جهت سرانجام ما يحتاج ببصره متردد بودند رجوع مىنمودند و مكرر بعرض اقدس مىرسانيدند كه : متسلم بصره از قرب موكب منصور بغايت متوحش و جميع اعيان آنجا بنهايت متزلزل و وحشتى در ميان جمهور اهل آنجا حادث گرديده و اين انديشه بخاطرشان رسيده كه : مبادا خاطر دريا مقاطر تقاضاى ضبط بصره فرموده و كار پريشان دشوار نموده ، امرى واقع شود و قضيهاى حادث گردد كه چارهء آن از حيز امكان بيرون باشد . مسامحه در ارسال جهازات نيز محمول بر همان انديشه است ، نهايت آن جماعت اشتباه كرده و اين انديشه از قوهء واهمه بانديشه آورده بودند ، زيرا كه راى ملكآرا در آن وقت كه ضبط بصره تقاضا مىنمود احتياجى به سفينه و زورق بصريان نبود . ارقام مطاعه بضابطان بنادر ابوشهر و عباسى و كنگان و ساير بنادر فارس ارسال و مقرر ميشد كه چندان سفينه و سنكار در درياى اعظم بحور بصره كه عبارت از شط العربست آورده ، در جنب اردوى معلى حاضر و مهيا مىكردند كه جميع باغ و كشت و مجموع گل و خشت بصره ممكن الحمل و سهل النقل بوده
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٣٣