تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و كوكب با هزار تاب و تب پاى فرار بصوب ديار مغرب گشاده ، جناب شيخعلى خان با قاطبهء دليران رستم‌كمند آرش‌كمان پيكر بدرع و مغفر دليرى و دلاورى آراسته و بعزميت كينه‌جوئى برخاسته ، بر پشت تكاوران بادپا نشستند و در مجارى سنگر صفوف الوف بستند ، كه شايد محمد حسن خان از حضيض خوددارى بيرون خرامد و در ميدان نبرد مواجههء شيران بيشه گرد آن جماعت سررشتهء حزم و طريقهء آن قسم رزم را از كف داده ولى پاى جلادت بخارج سنگر نگشادند . شيخعلى خان چنين صلاح ديد كه از آنجا حركت و بسوى استراباد نهضت نموده ، اين معنى را محرك سلسلهء غيرت آن جماعت سازد و مراتب جنگ را به مكان ديگر اندازد . پس آوازهء اين اراده را بالسنه و افواه انداخته و رايت اين عزيمت را برافروخته ، توجه بصوب استراباد را وجههء همت ساخته و از راه كنار دريا و ساحل بحر طبرستان كه راهى غير معهودست مرحله نورد طريق مقصود گرديدند . چون محمد حسن خان آن بحر ذخار و تلاطم آن درياى خون‌خوار را خبردار و از مستى غرور هشيار گرديده زياده توقف در نسگر اشرف را صواب نديده و باستصواب محمد ولى خان چنين قرار كردند كه از راه خيابان كه شارع متعارف و راه عبور و مرور جمهورست ( عنان ) بصوب استراباد كشيده و در آنجا بچاره كارش پردازند و با جماعت تركمان با سهل وجه كارش را بسازند . پس مقارن حركت اردوى جناب شيخعلى خان محمد حسن خان نيز طبل رحيل فروكوفته ، افواج بحر مواج در كنار دريا رسيده ، محمد حسن خان از راه خيابان عنان گشاى صوب مقصود و راه‌پيماى طريق مطلوب گرديده ، هر دو لشكر در آن روز هريك در هنجاز خويش چهار فرسنگ درنورديدند . اردوى محمد حسن خان وارد كلباد و معسكر شيخعلى خان در كنار در موضعى كه بين العسكرين عرض از فرسنگى كمتر بود نزول نموده ، افراد هريك از آن دو لشكر و آحاد هريك از آن دو عسكر به جهت تعيين جا و مكان و تحصيل آب و نان به اطراف بيشه و جنگل متفرق و متلاشى شدند . چون بنحو مسطور منزلين عسكرين را چندان فاصله نبود در
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 81 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى