تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مزبور تعيين و باتفاق خان مشار اليه روانهء موطن اصلى نمودند . چون اندك روزى از ورود حاكم و عمال منقضى شد سبز على خان زند كه همشيره‌زادهء خديو فيروزمند و برادرزادهء شيخعلى خان و بحكومت الكاى قلمرو و سرحدات خرم‌آباد و نظم و نسق امور فيلى و لرستان مأمور و مقرر بود بطريق عبوديت عبور و از دار السلطنهء اصفهان در حالتى كه بعزم توجه محال ايالت خود حركت مىنمود از رنود جهال و اشرار رجال كه در سلك حواشى و خدم خان مشار اليه منسلك و نظر به عادت جهال و سوء اعمال سالك بودند در يكى از اسواق بفردى از اهل حرفه دست‌انداز و شلتاق نموده ، دست زيادتى گشوده بودند . اين معنى معروض محمد رفيع خان گرديده و به گوش ايشان رسيده ، چون مشار اليه مردى بود در غايت متابعت احكام شريعت محتاط و نظر بصفاى طينت و حسن سيرت از بىاعتدالى بنهايت احتياط ، آتش حميت در كانون خاطرش شعله‌ور و شعلهء غيرت در ضميرش سوزندهء خشك و تر و فروزندهء خير و شر گرديده ، در نهايت تغير خود را بمركوب يكى از عمله كه حاضر و مهيا بود رسانيده ، بدون اطلاع و اخبار اعوان و انصار متوجه تعاقب سبز على خان شده ، بمحض رسيدن بخان مزبور حمله و مشار اليه نيز نظر باينكه از نشائه باده از خويش بىخبر ، با سنانى كه در دست داشت پيش آمده ، رمح مزبور را بر پهلوى خان مذكور محاذى و زخم كارى به او رسيده ، در ساعت عالم فانى را بدرود كرده ، بنزهت‌گاه باقى خراميد . سبز على خان كه قصدش افناى محمد رفيع خان نبود از كردهء خويش نادم و پشيمان و از عمل فساد انديش قرين ندامت و خسران گشته ، از انديشهء مكافات وهمى عظيم پيرامون خاطرش گشته ، بسرعت برق و تعجيل باد سوى محل ايالت روى نهاد ، بلرستان فيلى و سرحدات اعراب شوشتر و هويزه رفته و از خجلت حركت بتقديم خدمات كليه قيام كرده ، حضرت جهانبان كشورستان بنابر رعايت شيخعلى خان در مقام مؤاخذه درنيامده و بمرحمت و رأفت گذرانيدند . بقيهء احوال سبز على خان مزبور و آنچه به حكم قضا و فرمان ارض و سما ظهور نمود در موقع خود نگاشته خواهد شد .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 79 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى