اظهار مختصرى از مفصل آن بسياق تواريخ لايق و تحرير و تسطيرش به جهت عبرت و حيرت مؤالف و مخالف موافق بود ، لاجرم بتحرير اين مختصر پرداخت و ايراد اين مجمل را زينت بخش اين صفحهء شريف ساخت سخن كوتاه ، بعد از معاملهء تقى خان ديگرى را از اهل دار العباد يزد بحكومت منصوب فرموده ، فقرا و مساكين و جمهور سكنه و متوطنين را مورد اشفاق و الطاف نموده ، انوار عاطفت آنحضرت بر وجنات احوال كافهء آن ديار تافت و هركس درخور مرتبه و مكان لازمهء انعام و احسان يافته و از آنجا اعلاى لواى شوكت و شان ، ( شهر كاشان ) مضرب خيام مجره طناب و مقر سرادقات زرين قباب شد . حكام ساعى به اطراف و اكناف بلاد و امصار عراق تعيين و از آنجا ببلدةء المؤمنين قم نزول و بلوازم زيارت آستانهء بضعة البتول مشغول و مبلغهاى خطير نذور از سركار فيضمدار به خدمت آستانهء مشرفه و ساير ارباب استحقاق وصول يافت . پس موكب نصرة كوكب بجانب بلدهء طيبهء طهران متحرك و امر اقدس آن جهان حشر دنياى لشكر را محرك شد ، در ساعتى ميمون و زمانى بفرخندگى مشحون بلدهء طهران محل نزول موكب سعادت نشان گشت . از وقايع حيرتافزا و سوانح محنتزا كه درين سال از پردهء غيب ظهور نمود شهادت محمد رفيع خان زندست . مفصل اين مجمل آنكه : محمد رفيع خان خلف بوداق خان عمزادهء جناب معدلت انتساب ظل اللهى جوانى بود خوبروى و اخلاق حميدهء نيكوئى و آثار بزرگى و بزرگزادگى از ناصيهء حالش ظاهر و هويدا و انوار اخلاق حميده و اطوار پسنديده در ذات فرخنده صفاتش پنهان و درحالى كه موكب نصرة كوكب خديو گردون افراز از دار العلم شيراز در جناح حركت و عازم نهضت بودند حكومت دار السلطنهء اصفهان و ايالت آن خطهء بهشتنشان را بخان مشار اليه تفويض داشته ، اعيان دار السلطنهء اصفهان را كه جناب شيخعلى خان در هنگام آوازهء ورود محمد حسن خان كوچانيده ، روانهء شيراز و در آن مدت در ظل حمايت عاجز نواز آسايش گزين و بفراغ بال گوشهنشين رفاه حال بودند مرخص و هريك را بمنصبى و خدمتى از مناصب در دار السلطنهء
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٧٨