تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
خلق قديم و طريقه و آئين وخيم اوست عجاله زيادتى نموده و اضافه بر متوجهات حسابى برسم بىحساب بدون حجت و كتاب از شيخ و شاب در آن ملك ويران خراب بازيافت فرموده . خان مشار اليه اين معنى را منكر و مرافعه بمحكمهء شرع انور محول و مخير گشت مدعيان مبلغ پانزده هزار تومان را باقامهء شهود و ابراء از حجج موجود اثبات و لازم بر خان عالى درجات آوردند . مساوى مبلغ بيست و چهار هزار تومان را خان شب زنده‌دار نوافل‌گزار انكار و مدعيان عجز از اثبات و اقرار كردند . حكام شرع مبين درخصوص مبلغ مزبور رجوع بيمين ، محصلين خان صاحب تمكين و دين را تكليف بانقياد حكم جناب سيد المرسلين و چون دعاوى مبلغ مزبور رجوع و دعاوى مختلف و ارباب ادعا بصفات متباين متصف بودند ، حسب الشرع هشت هزار قسم بجناب خان و اجراى آن بريشان متحتم شده بود . محصلين كه به جهت اتمام اين مهم و تدبير اين بلاى مبرم مقرر بودند خان مزبور را بآستانهء شاه چراغ كه تربت يكى از اخلاف امام موسى كاظم و ملاذ اصاغره و اعاظمست برده ، جناب خان عالى شان سه روز و سه شب در ازاى غذاى چاشت و شام قسم ميل فرمودند و در ظرف آن مدت از آغاز فلق تا بانجام شفق بجاى هرنوع از كلام تلفظ باسماء جلاله مىنمودند . هشت هزار قسم و بيست و چهار هزار تومان دينار و درم را بيك‌جا نوش جان و اين امر اعجب اعظم را حيرت‌افزاى اهل جهان و عبرت‌بخش پير و جوان فرمودند و اين واقعه يك جزوى ستم بود كه بر يزديان بىنواى پريشان كردند . مختصر كلام : در همه ازمنه و اوان يزديان ناكام ناتوان از جفاى خان ضحاك نشان‌گير و مسلمان گمگشته بوادى حرمان و در اقطار جهان متحير و سرگردان ، بدر يوزه‌گرى و دربدرى ميگذرانيدند . عجايب احوال و غرايب افعال كه ايراد آن از نوادر حكايات و بدايع رواياتست در طريق معاملات و رسوم و عادات خان على درجات زياده از آنست كه التزام ايراد آن توان نمود ، هرگز همگى زبان توان گشود و راقم حروف را بهيچ‌وجه سابقه با جناب خان نمىدارد و هيچگونه كدورتى از او پيرامون خاطر نمىآرد و ليكن چون اطوار و اوضاع او از جمله غرايب و آثار و افعالش از مقولهء اعجب العجايبست و در حقيقت ايراد و