تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
خديعت و از خباثت باطن با ساير و ساكن در كمين حيلت ، با دشمنان در ظاهر يار و از دوستان در باطن بيزار ، صلاحى دارند سراسر فساد و عدل اظهار مىنمايند و تمام جور و بيداد و از غايت رزاقى غليانرا حرام مىدانند و مال مردم را حلال ، شب باداى نوافل قيام دارند و روز مضيع جان و مال ، بمغرض اغراض فاسد جمعى از مسلمانان را بدون جرمى بنيشتر جفا كور و بشرانگيزى خيالات مفسده بىتقصير گروهى از مسلمانان را بتيغ از زندگانى مهجور و با اين فساد باطن در ظاهر خويشتن را بصلاح مشهور نموده ، دكان شيادى گشوده‌اند ، در مدت تردد آزاد خان و محمد حسن خان و اوان اقتدار ايشان نسبت به اين دولت قوى اركان نيز به عادت خويش و برسم نفس حيلت‌انديش روباه‌بازى و خدعه‌سازى پيش گرفته بود . چون دار العباد يزد مخيم خيام فلك احتشام و مضرب سرادقات عرش احترام شد تقى خان مزبور را وخامت رفتار و شئامت كردار عايد روزگار گرديده و برحسب فرمان كاركنان دولت جاويد كارش بمؤاخذه و مصادره رسيد و امرش بحبس و قيد انجاميد . در چند روز توقف موكب ظفر كوكب دوازده هزار تومان نقد از اموال او بخزانهء عامره تحويل و جنابش ضعيف و ذليل ، بهمراهى موكب سعادت دليل به سفر مأمور و انگشت‌نماى نزديك و دور گشت . بعد از چندگاه باز رنگ و نيرنگ و طرح شعبده‌بازى ريخته و شفعا برانگيخته ، مجددا بحكومت يزد منصوب و تا حال تحرير كه قريب سى سال مىباشد به كار فتنه پردازى و روباه‌بازى و دوبرهم‌اندازى مشغول و عادت ديرينه يعنى كيد و كينه را معمول دارد و از اعجب عجايب آنكه در زمانى از ازمنهء توقف حضرت در ظل الله در دار العلم شيراز اهالى يزد از بيداد خان مزبور بجان و از سوء رفتار بفغان و بحضور داور كسرى نشان آمده ، از جور او فرياد و به او هزارگونه بيداد اسناد نمودند . حسب الامر خديو منصور خان مزبور به جهت مرافعه بحضور مأمور شد . اهالى يزد بمشار اليه ادعاى چهل هزار تومان مىكردند كه برسمى كه خوى و
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 76 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى