تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
شهريارى گشادند . حضرت كسرى معدلت دربارهء هريك انواع لطف و عنايت معمول و هركدام را باقسام رأفت و مرحمت مشمول فرمودند ، جرايم همگى را بعفو بىنهايت مقرون و قاطبه را بانواع كرم و اقسام نعم ممنون فرمودند و تقصيرات سابقه را و جرمهاى سالفه را بر روى احدى نياوردند و هيچ‌يك را مؤاخذه و باخواست نكردند و بلكه جستجوئى نفرمودند كه در آن مدت از اعيان ولايت كدام سالك طريق خدمت محمد حسن خان بوده و كدام در زاويهء انزوا غنوده ، در گوشهء عافيت متقلد بوده‌اند . بلى در نظر عقل دورانديش قاعدهء سلطنت چنين و راه و رسم خرد خرده بين همين مىباشد ، زيرا كه بر اولو الابصار معلومست كه ضعف و قوت سلاطين صاحب تمكين كه در حقيقت سايهء خدا و بيشتر از ديگران منظور نظر لطف خالق ارض و سماءاند بنابر مصلحت‌هاى نهانى و حكمت‌هاى بالغهء جناب يزدانيست و از ضعف و قوت ايشان خلقى عظيم قوى و ضعيف و از شكست و نصرة آنها گروهى انبوه وضيع و شريف مىكردند . بس غالبيت و مغلوبيت سلاطين به همه جهت در كليات مصالح نظام كل و تدبير و تصرف آن در دست مخلوق نيست . در صورتى كه مشيت ازلى بر ضعف و نفوس نحيف آنها چه برمىآيد ؟ از اعانت و يارى ( و يا ) از اهانت و بيزارى ايشان چه مىگشايد ؟ درين صورت بعد از اين‌كه قصر منهدم گرديده و دولت صاحبدلى مجددا بمعمارى لطف حضرت بارى مرمت پذيرد و چراغ افسردهء شوكت صاحب سعادتى بنور شفقت جناب احديت بار ديگر روشنائى گيرد لازم مىآيد كه آنچه روى داده گناه مشتى مخلوق عاجز ناتوان نشمارند و اقبال و ادبار را بمشيت ازلى منسوب دارند و بشكرانهء اين عطيه كه لطف الهى ديگرباره شامل حال فرخنده مآلشان گرديده و علم سرنگون گشته در دولتشان مجددا سر باوج گردون كشيده گناه گناهكاران را بر روى ايشان نيارند و جرم داران را بمؤاخذهء تقصيرات گذشته نيازارند ، تا اين معنى موجب ازدياد اميد اميدواران و باعث مزيد خجلت و انفعال شرمساران
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 73 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى