فى الجمله سلطان فيروز شاه بالهام إله فرمود تا جام و بانهبنه را بگويند كه « 2 » اتباع و خيلخانهء خود را برابر من سمت دهلي روان كنند ايشان نيز چون مزاج شهريار برين كار ديدند اتباع و خيلخانهء خود را از گذارا آورانيدند « 3 » - برابر ركاب روان كردند * * بيت *
* هم تهته بدست آمد و هم كار فراهم شد * * * المنة لله كه اين هم شد و آن هم شد *
مقدمهء شازدهم بازگشت سلطان فيروز سمت دهلي
نقل است چون جام و بانهبنه بكوشش تمام به حضرت شهنشاه عظام پيوسته تعلق ايشان بكلي رفته - در لشكر حضرت فيروز شاه شادئ عام ظاهر گشته - هرجانب خلائق بيعلائق در لشكر در مقام خرمي نشسته - حضرت فيروز شاه خواسته تا از زمين تهته بسوي مركز خود بازگردد و مراجعت كند - پسر جام و تماچي برادر بانهبنه را ولايت تهته داده - و ايشان را مراتب داده - ايشان مبلغ چهار لك تنكه نقد بوجه خدمتي ادا كرده - و هرسال چندگان لك تنكه نقد و اسباب و اسپان قبول كرده - حضرت شاه فيروز با لشكر مظفر و منصور با جام و بانهبنه و خيل خانهء ايشان به تمام بسوي دهلي بازگشت - درين محل آن شاه اكمل فرمان داد « 4 » تا جام و بانهبنه را پيش دهليز خاص فرود آرند - و فراشينهء سفيد از
هامش
( 2 ن ) تا *
( 3 ن ) بردند *
( 4 ن ) فرمود *