تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
اكنون « 2 » كه بوقت جنگ بودي تو چنان * بنگر كه بوقت آشتي چون باشي
القصه درين محل حضرت شهريار اكمل فرمان فرمود كه بانهبنه را يك سر اسپ تازيء بارگير بدهند - حضرت شاه را با بانهبنه همين قدر كلام بود - باز سلطان بشكارگاه مشغول شد - موازنهء يكپاس بعد از آمدن بانهبنه شكار « 3 » باخت - همدران روز متصل بانهبنه جام نيز رسيد - جام براي پايبوس شهنشاه عظام بسرعت تمام دويد - جام نيز چون عاقلان با تميز براي پايبوس هم در محل شكار رفت - چون حجاب بارگاه و عهده‌داران درگاه جهاندار جام را براي پايبوس تختگاه گيتيمدار بردند جام مذكور دران وقت چون امانيان مشهور پك بسته در پاي سلطان فيروز افتاده - زيرا چه پگ در گلو كردن و تيغ در گردن بستن مر طائفهء مجرمان را بوقت آمدن بدرگاه سلاطين هم در اول كرت است - چون كرت اول بانهبنه پگ در گلو كرده و تيغ در گردن بسته در پاي سلطان فيروز افتاده بود بعد ازان « 4 » چون جام پايبوس حضرت شاه نيكنام كرد پگ بسته ماند - فى الحاصل چون جام بآرزوي تمام پايبوس شهريار عظام كرد شهنشاه بر « 5 » سمند عزت سوار بود - در مقام مسرت جولانگري مينمود - دست مبارك خود بر پشت جام فرود آورد - و كلام بلينت تمام برآورد - جام زبان بعجز كشاد - و آنچه
هامش
( 2 ن ) اكنون كه بوقت جنگ جاني و جهان * ( 3 ن ) به شكار تاخت * ( 4 ن ) ازو * ( 5 ن ) در *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 245 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين