ازلي مراجعت كرد - و خلائق لشكر بعد از دو و نيم سال كامل بسوي خانهاي خويش با خوشي و خرميء بيش بازگشتند - بعنايت آله پس « 2 » چندگاه مقابل ملتان نزول كرد - مخصوص كرده در ملتان رفت زيارت مشائخ ملتان عليهم الرحمة و الغفران بدل و جان بجا آورد در باب خلائق ملتان احسان « 3 » فراوان برآورد - و فتحنامهء تهته در دهلي بر خانجهان فرستاد - چون فتحنامه در دهلي رسيد دستور مشهور كه منتظر آن سطور بود بسوي آن فرمان بسر دويد - و در ملاء عام خواند در شهر دهلي بيست و يكروز طبلهاي شاديانهء نهكانه زدند - فرمايش قبّها شد - اين بيت در فتحنامه بود * * بيت *
* ما ميرسيم و از پيء چيزى كه رفته شد * * * آن هم بما رسيد و برابر هميرسد *
خانجهان با استعداد فراوان و خدمتيء بيپايان تا حد ديبالپور استقبال نمود *
مقدمهء هفدهم روان شدن خانجهان باستقبال تا حد شهر مشهور ديبالپور
نقل است چون خانجهان مستعد شده راه ديبالپور پيش گرفت چون به حضرت شهنشاه پيوست شكر فراوان گفت - خدمتهاي بسيار و پيشكشهاي بيشمار پيش « 4 » حضرت جهاندار گذرانيد - حضرت فيروز شاه
هامش
( 2 ن ) سر چندگاه *
( 3 ن ) احسان فراوان و لسان بىپايان *
( 4 ن ) به حضرت جهاندار *