تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بيفرماني كرده بود يك‌يك بدرگاه عالم‌پناه بازنمود - درين محل جام اين مصرع خود خواند - و آن اينست * * مصرع *
* شاه بخشنده توئي بندهء شرمنده منم *
حضرت فيروز شاه نيز جام را بسيار نواخت - بدل و جان با حالت او « 2 » پرداخت - جام نيز يك اسپ تازيء بارگير « 3 » يافت - سلطان اين مصرع خواند * * مصرع *
* از من نسزد بدي و خود بد نكنم *
معهذا چون شهنشاه از شكارگاه « 4 » بازگشت و به بنگاه « 5 » آمد جام و بانهبنه را جامهاي زردوزي با علمهاي « 6 » بهروزي داد - جامه بالا آورد نمونه يافتند - و نفران ديگر كه برابر ايشان بودند هريكي « 7 » را باندازهء او جامه دادند - چنانچه مناسب اين خواجهء نظامي عليه الرحمة و الغفران ميفرمايد * * ابيات *
بهر مرز و بومي كه من تاختم * * ز بيگانه آن خانه پرداختم كسى كو مرا نيك خواهي نمود * * ز من هيچ بدخواهي او را نبود چو دادم كسى را به خود زينهار * * نگشتم بران گفته زنهار خوار زبانم چو بر عهد شد رهنمون * * نبردم سر از حد فرمان برون سيه تا سپيدي گرفتم به تيغ * * بدادم بخواهندگان بيدريغ
هامش
( 2 ن ) آن * ( 3 ن ) پاكيزه * ( 4 ن ) از الجا * ( 5 ن ) و در * ( 6 ن ) با علمبازوهاي بهروزي - در ديگر - با علمهاي علمبازوهاي بهروزي * ( 7 ن ) هريكي بر اندازهء خود جامه يافته *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 246 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين