تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
بيجهات برميآورد آن پاك‌دامن حائل ميشد - امروز سه روز باشد كه آن عورت از جهان خراميده در مقامات جنت آراميده - اميد است كه تهته بدست آيد - چون تهتهيان شنيدند كه خدمت « 2 » سيد جلال الدين در لشكر نزول فرمودند پيغامها متواتر به خدمت سيد ميفرستادند « 3 » - و كيفيت دشواريء خويش بازنمودند خدمت سيد نيز آنچه مطلوب ايشان بود با سلطان استقامت داد آنچه ايشان از غايت خاطر پريشان خود بازنمودند « 4 » سلطان فيروز شاه اضعاف آن از راه مرحمت آرزاني فرمود * * بيت *
چو خصمان گرفتار خواري شدند * * همه « 5 » در ميان زينهاري شدند
الغرض چون تمام مطلوب بانهبنه و جام خدمت سيد طالب رضاء حضرت علام با سلطان فيروز شاه استقامت داده « 6 » بانهبنه با جام رخ بمشورت نهاد ( كه بر سلطان فيروز رسانيده‌اند كه اين تمام شور از بانهبنه بود درين كار ستيهش « 7 » بيشمار او مينمود - اگر اول من بروم پايبوس آنحضرت كنم بعده تو بيائي تا در اقامت اين فعل درين زمين پديد آيد روشنائي ) جام را نيز كلام بانهبنهء نيكنام بغايت پسنديده افتاد - بانهبنه را براي رفتن پايبوس اول اجازت داد - روز ديگر بانهبنه به حضرت سلطان فيروز شاه آمد *
هامش
( 2 ن ) حضرت * ( 3 ن ) ميفرستند * ( 4 ن ) بازنموده * ( 5 ن ) حبش * ( 6 ن ) دادند * ( 7 ن ) ستاهش *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 242 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين