مزن سنگ بر آبگينه نخست * * كه چون بشكند دير گردد درست
مقدمهء چهاردهم آغاز اصلاح « 2 » با تهتهيان
نقل است چون تهتهيان را اتفاق برين آسود كه تا اسرار انوار بر خدمت سيد جلال الدين بايد كشود جام و بانهبنه ميان خود انديشه كردند - و يك نفر مخصوص در اچه فرستادند - و احوال خود بازنمودند - خدمت سيد السادات سيد جلال الدين طالب دين مخصوص كرده در لشكر سلطان فيروز آمد - چون خدمت سيد در لشكر رسيدند تمام خلق لشكر براي پايبوس سيد بدل و جان كوشيدند - و هركه از طائفهء اهل در سراي پايبوش خدمت سيد كردي « 3 » خدمت سيد ميفرمودند بابا انشاء الله تعالى و بعنايت آله ميان چند روز اصلاح خواهد شد - خدمت سيد چون نزديكتر رسيد سلطان فيروز چون معتقدان براى ملاقات خدمت سيد از دل و جان كوشيد - چون دوستان استقبال نمود - با عراز تمام و اكرام مستدام درون لشكر آورد - دران هنگام كه سلطان فيروز شاه و خدمت سيد جلال الدين اهل اكرام ميان خود مصافحه كردند به مجرد خدمت سيد جلال الدين ابو البركات فرمود - كه عورتى صالحه و پارسا درون تهته بود - از بركت « 4 » دعاي او « 5 » تهته فتح نميشد - هرچند كه اين دعاگوي درگاه مناجات به حضرت آله ميكرد و دست حاجات بسوي قبلهء مناجات بحصرت
هامش
( 2 ن ) صلح *
( 3 ن ) كردند *
( 4 ن ) بركات *
( 5 ن ) آن *