خدم اينجانب روان كند - المقصود چون عماد الملك از تهته سوي دهلي روان شد منزل به منزل سر چندگاه در حدود شهر دهلي رسيد خانجهان شنيد كه عماد الملك ميآيد تا « 2 » حشم روان گرداند - درين محل دستور « 3 » اكمل استقبال عماد الملك كرد - به مجرد آنكه نظر خانجهان بر عماد الملك افتاد عماد الملك از مركب عزت پاي به زمين « 4 » نهاد خانجهان نيز از اسپ خود فرود آمد - چتر خود را از سر خويش « 5 » عليحده داشته - چون هردو يك جا شدند « 6 » اول عماد الملك دست خود را بسوي پاي خانجهان برده - و خانجهان نيز چون دستوران اهل تميز بتواضع تمام بشتاب گام باهتمام دست خود را بسوي پاي عماد الملك برده - بعده هردو كنار گرفتند - و بر « 7 » اسپان سوار شدند - خانجهان از چتر دور شده برابر عماد الملك حكايتكنان ميرفتند - خانجهان عماد الملك را درون در سراي سلطان آورده هردو يك جا نشسته خانجهان جامهاي پاكيزهء زردوزي و زربفت از هرجنس نادوخته پيش عماد الملك آورده - عماد الملك بازگشته در خانهء خود فرود آمده - بعده خانجهان يك لك تنكه بوجه علوفه براي عماد الملك فرستاده - الحاصل « 8 » دستور كامل خرد خطها براي طلب لشكرها در كل اقطاعات بلاد ممالك فرستاد - چنانچه حشم بداؤن و قنوح و سنديله و اوده و جونپور و بهار و ترهت و مهوبه و ايرج « 9 » و چنديري و دهار
هامش
( 2 ن ) تا حشم در لشكر *
( 3 ن ) دستور الملك *
( 4 ن ) بر زمين *
( 5 ن ) خود *
( 6 ن ) شده *
( 7 ن ) و در *
( 8 ن ) في الحاصل *
( 9 ن ) ابو حهبه *