در سوراخ مور چون مار خزند - سپاه لشكر سلطان بعنايت رباني « 2 » همدرين مقام خواهد « 3 » ماند - و درين زمين شهري بزرگ آبادان كنيم تا حكم « 4 » الله تعالى چيست * * بيت *
شب نهبيني كه تيرتر گردد * * يكزماني كه روز خواهد شد
مقدمهء سيزدهم آمدن عماد الملك در دهلي براي طلب حشم
نقل است چون سلطان فيروز شاه را چند روز در كرانهء لب آب سنده گذشت هركسي در كار و مصالح خود مشغول گشت سلطان فيروز شاه با مشيران درگاه در محل خلوت بمشورت نشست آخر الامر همبرين اتفاق قرار گرفت - تا عماد الملك را در دهلي روان كنند - و آن مقدار لشكر كه در دار الملك دهلي است از حشم شهر و اقطاعات و پرگنات در تهته بيارد - چند « 5 » روز شاه فيروز عماد الملك را وداع كرده - بوقت وداع فرمان شد كه بشيرا نخواهم كه تو بر خانجهان براي گرد « 6 » كردن حشم امر كني - خانجهان آنچنان وزيريست كه در فرمايش اينجانب يك لحظه و لمحه اهمال و اغفال به خود راه ندهد - تو همين خدمت كني كه خود را بنمائي - تو براي مصلحتى فرستاده شدهء - و گرنه خانجهان به مجرد رسيدن فرمان تمام « 7 » حشم و جميع
هامش
( 2 ن ) سبحان *
( 3 ن ) خواهد شد *
( 4 ن ) حكم رباني *
( 5 ن ) سر چند روز *
( 6 ن ) روان حشم *
( 7 ن ) با تمام *