تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
قدم او باران رحمت فرست - و ازين عالم تيه سلامت « 2 » بيرون آر - همان زمان بفيض رحمان و عنايت حضرت سبحان در آسمان ابر خاست هرچهار جانب غلغله خاست - تا پلك بر پلك زنند باران « 3 » رحمت باريد كه هرچهار جانب جويهاي آب روان شد - تمام لشكر آب خوردند و آبها برگرفتند - گوهر خرمي سفتند - از جهت آب بيغم گشتند و همدران روز از تاثير كرم إله و عنايت الله از بركت دعاي فيروز شاه راه بيرون آمدن نيز پيدا شد - سبحان الله سبحان الله سبحان الله اين همه كرم خداى تعالى بود كه در حق بندگان « 4 » خويش دستگيري كرد در تذكرة الاولياء در ذكر خواجهء ذو النون مصري اهل صفا خدمت خواجهء فريد الدين عطار رحمة الله عليهم اجمعين نوشته كه وقتي در مصر امساك باران بود - خلق مصر بر خواجهء ذو النون آمدند - تا خدمت خواجه دعاي باران كند - خدمت خواجه بالاي منبر برآمده و گفته الهي اگر قدم كسي از آثار انوار رياضت بسي درين شهرست باران رحمت بفرست - همان زمان بعنايت حضرت سبحان باران رحمت باريد - همچنين آن شهريار طالب دين چون مشائخ « 5 » اهل يقين به مجرد آنكه به حضرت قاضي الحاجات مناجات كرد از كرم الله في الحال باران باريده خلائق را سيراب گردانيده - چنانچه عزيزى
هامش
( 2 ن ) بيخر * ( 3 ن ) باران رحمت باريد تمام حوضها و تلهاي آن جانب را مالامال گردانيد چندان باران باريد كه هرچهار جانب الخ * ( 4 ن ) خود * ( 5 ن ) شيج *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 218 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين