كرده - و ديههاي ايشان ازينجا دوردست « 2 » است - بدين سبب خاطرهاي ايشان بغايت پريشان - و آنكه مشتي غله حاصل مىشود در حق فرزندان ايشان خرچ مىشود « 3 » - حالت مقالت بيچارگيء اين بيچارگان بدشواري رسيده - سلطان فيروز شاه بالهام آله فرمود - تا طائفهء وجهدار را از خزانه چون آئين خسروان قرض دهند - معهذا بر حكم فرمان شاه بر اندازهء هريك تني كه در هريك انجمني بود قرض داده - بعضي را پانصد تنكه و بعضي را هفتصد تنكه و بعضي را هزار تنكه - وجهدار از مراحم شهريار قرض يافته ايشان نيز « 4 » تازه شده و سوار « 5 » گشته - درين محل شهريار جهاندار فرموده تا بجانب خانجهان فرمان نويسند - تا ديههاي وجهداران را به هيچ اسمي و رسمي مزاحمت ندهند - بر عمال « 6 » درگاه و كارگذاران بارگاه تاكيد كنند كه ايشان را نرنجانند تا آنكه آمدن اينجانب شود - و فرزندان وجهداران بخاطر فراغ در مقام سكونت خويش بيغم باشند - سبحان الله سلطان فيروز شاه از كرم آله تمام مال گجرات موازنهء دو كرور محصول در استعداد كارخانها و اداي حشم صرف كرده - براي آن تا باز كرت دوم در تهته رود احسن آنست چون سلطان فيروز شاه خواست سمت تهته روان شود و بدان سمت دهليز نصب كند بر خانجهان فرمان فرستاد - و دران فرمان بدين سخنان « 7 » آگاهي داد - كه ما « 8 » را از گجرات اتفاق افتاد با جيوش بر و بحر
هامش
( 2 ن ) اند *
( 3 ن ) ميرود *
( 4 ن ) تر و تازه *
( 5 ن ) استوار *
( 6 ن ) عماد *
( 7 ن ) سخنها *
( 8 ن ) كه اگر از گجرات آه *