و الغفران ولايت گجرات داشت - در عمارت و استقامت و استمالت اقطاع كوشش بيش ميگماشت - درين محل « 2 » سلطان فيروز شاه چون سلاطين اهل گاه با اوج جاه بر ملك نظام الملك نصرت خواه گرم « 3 » مزاجي كرده كلمات عنيف از زبان خويش برآورده - و آن گرم مزاجي را سبب چه بود - سلطان فرمود اگر تو از گجرات بدفعات غلها ميفرستادي و غم لشكر ما ميخوردي خلق لشكر تلف نشدى - نظام الملك از گجرات معذول شد - و اقطاع ازو كشيد - الحاصل سلطان فيروز شاه در گجرات مانده حشم را تازه گردانيده غير وجهي را ششگان دهيازده دهانيده - طائفهء غير وجهي از مرحمت سلطان در زمان سوار شدند درين محل ملك عاد الملك ( كه ستون مملكت دار الملك دهلي بود ) از حالت مقالت وجهداران به حضرت خسرو جهان بازنمود - و ابواب راز بازكشود - و گفت كه طائفهء غير وجهي از مراحم شاهي و عواطف شهنشاهي سوار شدند - و طائفهء وجهدار از تاثير اضطرار بيشمار پياده مانده هريكي از ايشان با خاطر پريشان آيت نااميدي خوانده - زيراچه ديههاي ايشان در جوار دهلي و ايشان را عسرت « 4 » كلي - و اين طائفهء و جهدار هشتاد بهشتاد درين ملك رسيده - وجه ايشان از دهلي كه ميآرد - بدين سبب احوال اين مسكينان و مقال اين بينوايان بدشواري كشيده - درين محل سلطان فيروز شاه فرمود - ميدانم طائفهء وجهدار از تاثير اضطرار و انكسار بيشمار پياده مانده - و اما « 5 » درين مهم موافقت
هامش
( 2 ن ) مجلس *
( 3 ن ) تفتي برفتي *
( 4 ن ) عبرت *
( 5 ن ) و با ما *