تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
اين شورش آب هم از تاثير آن‌ست - درين مقام هلاكت جانست چون رهبران اين‌چنين سخنها گفتند تمام خلائق لشكر دست از حيات شستند - جوهر گوهر نااميدي سفتند - حضرت شاه فيروز صاحب فتح و فيروز دران روز فرمان فرمود كه آبهاي شيرين براى خود و براى توابع خود برگيرند - و ازين آب شور گذارا شوند - و آن آب شور بىپايان شورش « 2 » درو فراوان - جميع خلائق حيران و طيران متفكر و پريشان - تا آنجا كه نظر آدمي افتد جمله آب شور - خلق بيچاره بهزار اضطراري و صد هزار دشواري آبهاي شيرين برگرفته در ميان آب شور درآمده - و آن آب شور در شور اين‌چنين بود اگر آوند آب شيرين بدان آب شور رسيدى از سبب آن آب شور آب شيرين شور گشتى - و اگر آوند آب شيرين در زمين نمناك آبشور ميداشتند هم البته آب شيرين شور شدي - و هيچ كسى بر سر زبان داشتن نتوانستي - المقصود چون خلق لشكر بحيله و چاره ازان آب گذشت و پيشتر رفت در زمين صحرا افتاد ( كه دران صحرا هيچ جانوري بيضهء ننهاده - و هيچ پرندهء بال نكشاده - دران صحرا هيچ درختي و هيچ گياهي در هيچ گاهي نروئيده - بلكه اگر خسي « 3 » براي خلال طلبند نيابند - اين‌چنين صحراي پروحشت و بيداي پردهشت كه از هيبت « 4 » آن غول دران بيابان بانگ نميكرد و از وحشت آن باد دران ميدان نميوزيد ) از آثار بسياريء قحط و بىشماريء ضعف
هامش
( 2 ن ) در شورش فراوان * ( 3 ن ) كلشه - كهكشه * ( 4 ن ) نهيب *