تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
حيات باقيست و كرم حق تعالى دمادم ساقيست انشاء الله تعالى بعونه و كرمه در سال ديگر در زمين « 2 » كين باز آمده شود - حضرت فيروز شاه پيش مشيران هواخواه و جليسان درگاه و انيسان بارگاه تكرار تقرير كرده فرمود - به غير آمدن كرت دوم درين مقام در دهلي رفتني « 3 » نه‌ام - چون مقربان درگاه و مشيران بارگاه اين افواه از زبان شاه شنيدند هر همه سر بر زمين آوردند - بيك اتفاق بازنمودند و ابواب راز بكشودند - گفتند پسنديده انديشه است كه در ضمير منير حضرت شاه گذشته - و مستحسن اختياريست « 4 » كه در دل پادشاه جاي داده - و اين آئين قديم ازان شهرياران كبار و قانون مستقيم ازان جهانداران گيتيمدار است چون محلى فى الحال فتح نشود و البته لشكر را ضعف عارضي پيش آيد جهانداران دوربين و شهرياران اهل يقين از « 5 » آثار اسرار مصلحت ملك و دين ازان « 6 » مقام باهتمام تمام چند روزى احتراز كنند « 7 » - و آن « 8 » مهم را از خاطر مبارك خويش فراموش نگردانند « 9 » - اگر حضرت سليماني و مكنت سلطنت جهانباني بعنايت رباني چند روز ازين مقام عنان سمند عزت بگردانند و مراجعت بسوي گجرات كنند كه آن نيز اقليم حضرت شاهيست خلق را غله بمراد رسد - و پيادهء مانده بر اسپ سوار شود - خلائق « 10 »
هامش
( 2 ن ) درين زمين باز اه * ( 3 ن ) رفتن ندارم * ( 4 ن ) اخباري است * ( 5 ن ) واقف اسرار * ( 6 ن ) ازين * ( 7 ن ) كردند * ( 8 ن ) اين * ( 9 ن ) نگردانيده‌اند * ( 10 ن ) خلق *