تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
المقصود اگرچه جيوش حضرت فيروز شاه چون دوستان هواخواه همت ميكردند با آن هم از سبب قحط و وباي اسپان بىزور گشته بودند - هربار كه افواج لشكر منصور چون امواج بحور حمله ميكردند و جمله يك جا شده دست مردي مينمودند جمعيت تهتهيان با آن قوت بىپايان درون حصار ميخزيدند - حضرت شاه چون تاجداران گيتيپناه ايستاده نظام « 2 » افواج خويش ميديد و از زبان مبارك خود اين لفظ ميكشيد - زهي لشكر باهمت و خهي افواج باجرأت « 3 » با آنكه از تاثير اينچنين محنت ضعيف شده بودند البته « 4 » كمر همت ميبستند - دليروار چون غازيان نامدار و مبارزان كامگار بر روي حريف خاكسار تيغ دودستي ميزدند القصه چون اين‌چنين احوال جانبين گذشت تهتهيان را عنان طاقت از دست رفت - جام با جمعيت خودكام از مقام درآويز بازگشت - حضرت فيروز شاه بعنايت آله در مقام خود آرام گرفت به همه حال فتح تهته دست نداد - چون حضرت فيروز شاه با جيش هواخواه در محل خويش فرود آمد با اعوان درگاه و انصار بارگاه در محل مشورت نشسته راز دل خويش پيش ايشان گفته - تا حاليا اين زمان ازين مكان بازگردم - و رخ سوي گجرات آرم - و كوشش براي استعداد « 5 » حشم گمارم - اگر حيات باقي باشد
هامش
( 2 ن ) نظارهء * ( 3 ن ) نهمت * ( 4 ن ) البته همت را كار ميبستند * ( 5 ن ) استعلاء *