تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و كرم إله ساقي « 2 » باشد سال ديگر بيايم - تا از پردهء غيب چه ميزايد * * بيت *
كسى كو مصلحت‌انديش باشد * * بصف زيركان او پيش باشد

مقدمهء پنجم احتراز كردن سلطان فيروز از تهته و برگشتن « 3 » به سمت گجرات

نقل است چون شب درآمد و از جنگ بازگشتند و لشكر در مقام خود فرود آمدند حضرت فيروز شاه مقربان درگاه و دوستداران « 4 » بارگاه را بتجديد پيش خويش طلبيد - و از انديشهء خود بر ايشان گفته و جوهر معاني بالهام سبحاني سفته - كه تقدير حضرت رحماني و تاثير ادوار آسماني برين رفته كه درين كرت تهته فتح نشود - و جيوش « 5 » بلا و جيش عنا بسوى لشكر ما دود - الله تعالى بقدرت اعلى همه اسباب آن پيدا آورده - لشكر بغايت ضعيف شده - يكى تنگيء غله و دوم بلاي وباي اسپان - لشكر بيچاره اگرچه از جسم « 6 » خويش با ضعف بيش همت ميكنند بدلائل عقلي و براهين فهمي معلوم و روشن مىشود كه به اين ضعف تا كي همت خواهند كرد - ميخواهم ازين محل بازگردم - و در گجرات بروم - و اين لشكر شكسته « 7 » را مرمت كنم - اگر
هامش
( 2 ن ) شافي * ( 3 ن ) و بازگشتن به سمت گجرات اتفاق افتاد - در ديگر و اسرار آثار اين انوار بر مقربان خود كشاد چون شب درآمد * ( 4 ن ) دوستان * ( 5 ن ) و جيوش و با نيز عنان بسوي لشكر ما از قدرت الله تبارك و تعالى رو آورده * ( 6 ن ) چمن * ( 7 ن ) كشته و شكسته را *