تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
از ايشان نكرده دست قوت برآورده از آثار بسياريء قوت و زور جمعيت هم در آبادانيء سنده كه قرين « 2 » لب آب سنده است مانده تخم قتال در زمين عداوت كاشته براي درآويز چون جيش پرويز كوشش بيش گماشته - معهذا درين هردو محل آباداني حصارهاي گلين برآورده المقصود جام و بانهبنهء خود كام بجنگ پيش آمده - حضرت فيروز شاه نيز چو خسروان اهل تمييز در حدود تهته نزول فرموده - هرروز نمودار جنگ چون افواج پشنگ به مثل پلنگ از جانبين ميشد - بتقدير حضرت آله در لشكر فيروز شاه هرروز غله گران شدن گرفت - و وباي « 3 » اسپان از گفتار گذشت - از جهت و با اين‌چنين بلا افتاده كه خلائق لشكر از كهتر تا مهتر ابواب نااميدي كشاده - از جملهء نود هزار سوار كه برابر ركاب آن جهاندار بود اگر ربع لشكر را اسپ زنده مانده باشد بسيار بود - از جهت گرانيء غله حيرانيء تمام پيش آمده - بهاى غله از دو تنكه و سه تنكه مني زيادت شدن گرفت - چون تهتهيان ديده كه در لشكر سلطان فيروز شاه غله گران گشته و وباى اسپان از گفتار گذشته و خلق لشكر نااميد گشته جوهر گوهر نااميدي سفته جام « 4 » و بانهبنهء خودكام ميان خويش از آثار اسرار غرور بيش اتفاق كرده تا « 5 » با لشكر فيروز شاه جنگ و درآويز چون پرويز كنند - و ميان خويش از تاثير غرور بيش الفاظ ابو الفضل آغاز كردند * * ابيات *
هامش
( 2 ن ) وزين بر - ديگر - درين * ( 3 ن ) و و با بر اسپان * ( 4 ن ) درين محل جام * ( 5 ن ) كه با لشكر فيروز شاه جنگ دهنده درآويز *