تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بجانب من آوردي و فرمودي - دريغ و هزار دريغ اگر حضرت آله كرم كند اين زحمت من به صحت بدل گردد تهتهيان را زير امر درآرم - و اگر بتقدير الله تعالى قلم آسود و حكم او ابواب فوت كشود همين يك آرزو در دل ما ماند - درين محل سلطان فيروز شاه بر خانجهان بدينسان گفته گوهر اسرار پيش وزير سفته كه بتقدير الله تعالى سلطان مرحوم مغفور بجوار رحمت حضرت غفور آسوده و اين آرزو در دل ايشان مانده - چون حضرت آله ما را بجاي ايشان نشانده انتقام ايشان كشيدن شايد يا نه - درين محل دستور مسطور در تأمل افتاده - و در درياي قلب خويش چون دستوران نيك‌انديش ابواب فكر كشاده بعد زماني بر موزات كلمات احسن پرداخته و گفته كه اين انديشه نيكو انديشه است - و احسن فكري - درين سودا دو سود مستثنى ميشوند - يكي آنكه در وصاياي بزرگان و نصائح خويشاوندان كوشيده مىشود - رسمي است در جهان و قانوني است ميان عالم و عالميان كه فرزندان و برادران براي انتقام بزرگان خويش حريص باشند - و باهتمام « 2 » تمام كوشند - و اين آئين ميان سلاطين بغايت مستحسن است - نفع دوم آنست كه قانوني است مر تاجداران را و روشي است مر جهانداران را كه هرسال با قوت كمال براي قلعه كشائي بكوشش بيش كوشند - چنانچه مناسب اين حال شيخ سعدي عليه الرحمة و الغفران گفته * * قطعه *
هامش
( 2 ن ) و براى انتقام باهتمام تمام كوشند *