با اسپ و اسلحه حاضر گشت - حضرت شاه فيروز بآئين « 2 » تاجداري و قانون شهرياري و روش جهانداري سمت تهتهسواري فرمود - هريكي از زمرهء خانان درگاه و ملوك بارگاه با تجملات خويش از تاثير دستگاه بيش و با دولت اهل كيش برابر ركاب روان شده * * بيت *
نشست از بر بارهء رهنورد * * برآراست لشكر برسم نبرد
مقدمهء دوم روان شدن سلطان فيروز سمت تهته
نقل است چون حضرت « 3 » سلطان فيروز خواست كه بطالع ميمون و اختر مبارك و همايون سمت تهته سواري كند اول زيارت بزرگان دين و طالبان حضرت رب العالمين ( كه در جوار شهر دهلي آسوده اند ) به اعتقاد تمام چون خسروان عظام كرد « 4 » - بعده « 5 » زيارت سلاطين ماضيه انار الله برهانهم بجا آورد « 6 » - و جميع مشائخ و سلاطين را به حضرت ذو الجلال شفيع آورد « 7 » - و اين سنت سنيه و خصال مرضيهء سلطان فيروز شاه را بود ( هربار « 8 » كه خواستى از شهر دهلي جائي سواري كند اگرچه يك ماه يا دو ماه سواري بودي عاقبت جميع مشائخ ديندار و سلاطين نامدار را زيارت كردي - و از هريكي استمداد « 9 » خواستي - خود را در پناه ايشان انداختي - عظمت و بزرگي پيش خويش در ميان نديدي ) و اين صفت اولياست - كما قال النبي عليه الصلاة و السلام
هامش
( 2 ن ) با ارادت تاجداران و آئين و قانون شهرياران *
( 3 ن ) حضرت شاه خواست *
( 4 ن ) كردي *
( 5 ن ) و زيارت *
( 6 ن ) آوردي *
( 7 ن ) آوردي *
( 8 ن ) و هربار *
( 9 ن ) استعداد *