تا وقت رسد همي دواند * چون وقت رسد همي بخواند
بيوقت چو ميوه را بكاري * زان كاشته هيچ برنداري
الغرض اين همه اوقات و اشكال « 2 » حادثات پيش از مهم تهته بود و بعد از مهم تهته حضرت شاه فيروز از مهمها بازماند - مصلحت ملكي درين ديد - پاي مبارك از سواريء مهمها كشيد - معهذا چون سلطان فيروز شاه خواست تا از نگركوت بازگردد راي از قلعه خدمتيء فراوان و اسبابهاي بيش بهاي بىپايان فرستاد - حضرت شاه عنان مراجعت سمت دار الملك دهلي گردانيده - اين بود شرح « 3 » مقدمات هژده از قسم دوم كه در كتابت آمد - اين زمان هم از قسم سيوم در قلم آورده شود *
قسم سيوم شرح احوال مهم تهته و برابر خود آوردن جام و بانهبنه و وضع طاس گهريال هژده مقدمه
مقدمهء اول اتفاق كردن سلطان با خانجهان براي مهم تهته
نقل است سلطان فيروز بعد از آمدن از مهم لكهنوتي و جاجنگر
هامش
( 2 ن ) آشكار *
( 3 ن ) شرح هژده مقدمهء قسم دويم كه در كتابت آمد اين زمان در قلم آورده شود از قسم سيوم اخبار مهم تهته نامدار درين قسم نيز هژده مقدمه است و من كتبه رضي الله عنه *