كه همراه « 2 » ركاب بودند همه را پيش خود طلبيد - و اين لفظ از زبان خود كشيد - كه اي احمقان و عقل گمكردگان پرستيدن اين سنگ چه كشايد - و التجا بديشان چه غرض برآرد « 3 » - روش « 4 » متابعت شريعت زيبا نمايد - كه صاحب مخالف شرع در دوزخ درآيد - سلطان فيروز شاه از خوف حضرت آله بت مذكور را در معرض استخفاف آورد طائفهء هندوان از آثار كفر بىپايان كه در سينهاي ايشان پنهان است از سبب رجحان دين باطل خويش و روش بدكيش از تاثير كوردليء بيش اينچنين افتراها بر ذات بابركات سلطان فيروز برميبندند و بعضي از اهل كفار از غايت كفر بسيار و نهايت انكار بيشمار گويند كه سلطان محمد شاه بن تغلق شاه نيز يك چتر « 5 » بر سر آن بت نهاده بود - اين معني نيز دروغ است - اهل اسلام را واجب است كه اينچنين گفتارها هيچ وجوه « 6 » استوار ندارند - سلطان فيروز شاه و سلطان محمد شاه هردو تاجداران برگزيدهء حضرت پروردگار از اهل سنت و جماعت بودند - بلكه در عهد دولت خويش بفراست و كياست بيش هركجا كه بتخانه بود شكسته و پست گردانيده - از ايشان اينچنين چيزها چگونه آيد - آن خاكساران طائفهء كافران بدروغ افترا كرده - المقصود چون سلطان فيروز طالب رضاي حضرت و دود فرود قلعهء نگركوت رسيد و آن مقام را بغايت مستحكم ديد و راي نگركوت
هامش
( 2 ن ) برابر *
( 3 ن ) برآيد *
( 4 ن ) روش كردن بمتابعت *
( 5 ن ) چهتر *
( 6 ن ) وجهي *