تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
بالاي قلعه در مقامات قلب خزيد جيوش سلطاني و جيش جهانباني بعنايت رباني قلعه را گرد كرده فرود آمده - تو بر تو بلكه بدور ده تو گرد گرفته فرود آمده - از هردو جانب منجنيق داشته از طرفين سنگ عراده خاسته - چنانچه سنگهاي جانبين از پلهء منجنيق طرفين به يكديگر در هوا دهكه ميخوردند - و قطره قطره ميشدند - مدت شش ماه جيوش فيروز شاه قلعه را گرد گرفته بودند گردان جانبين و كندآوران طرفين با يكديگر قوت مينمودند - ابواب مري بىمري كشودند - بكرم حضرت آله و عنايت الله بعد از شش ماه فيروز شاه را جمال فتح در آئينه كمال نمود - راى مقهور مذكور از بالاي قلعه فرود آمده - چه نوع بود افسانهء فرود آمدن راي - يكروز سلطان فيروز شاه صاحب نصرت و بهروز براى ديدن « 2 » دور قلعه و براي قلع كفار آن مرحله سوار شده - و راي « 3 » بالاي قلعه بود - اتفاقا سلطان فيروز شاه را در عين گشتن و نظر در دور قلعه فرمودن ناگاه نظر « 4 » براى راي اهل پناه افتاد - راي بالاي قلعه چون مطيعان حضرت و بندگان دولت به پا ايستاده - راي انگشت بعجز كشاد - بسوي حضرت سلطان فيروز شاه مشعلهء گيتي افروز خدمت كرد - دست بست ايستاده شد - درين محل چون شهنشاه اكمل ديد كه راي مقهور چون بندگان مجبور سر باطاعت درآورد سلطان فيروز شاه دست خود را در بغل خود
هامش
( 2 ن ) ديدن دور قلعه بود * ( 3 ن ) و راى بالاي اه * ( 4 ن ) نظر شاه *